♥ نگار ♥
یک روز مرگ از زندگی میپرسه چرا مردم تو رو دوست دارن ولی من رو نه؟
زندگی میگه :اخه تو حقیقتی و من یک دروغ
♥ نگار ♥
حکایت بلند درخت ها
بماند
برای بهار
ورق بزن
به اندازه ی یک برگ هم
از افتادن بخوانیم....
آنجا که تیرهای برق
دل درخت را می سوزانند...
و پرنده قصه ی خود را
بر کابل ها
خاموش می نشیند....
♥ نگار ♥
همیشه سعی کردم تو زندگیم با کسانی که در برخورد با اطرفیان کلمه هایی مثل: جوجو, عجیجم, عجقم و جیگلتو رو استفاده می کنن کنار بیام!!!
ولی خدایی دیگه تحمل جمله:
"تی تال می تونی" ؟؟ (چی کار می کنی؟)
از توانایی و اعصاب من خارجه ...!!
♥ نگار ♥
عقاب در آغاز پر کشیدن ، پر میریزد
ولی در اوج حتی از بال زدن هم بی نیاز است
همیشه آغاز راه دشوار است
♥ نگار ♥
وقتی یک آدم رو به اندازه یه دنیا واسه خودت بزرگ می کنی کوچکترین اشتباهش بزرگترین ضربه ی زندگیت میشه
AmiR
می خواهم ...
مُچاله و خیس !..
در آغوشش بمانم !
از پهن شدن بر بند ِ خاطرات ، بیــــزارم...
آخرین ویرایش توسط
Dante در [1392/02/30 - 15:04]
AmiR
نمیدانم کجای قصه ایستاده ای...
که از حواس لحظه هایم
پرت نمیشوی!!