یافتن پست: #از

binam
binam
شب جای چشماتو نمیگیره
حتی دنیا جاتو نمیگیره
اشک از چشمام سیره
میریزه میمیره
دلم آروم نمیگیره



هـــــــــــــــــــــــی
کجایـــــــــــی!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 19:04
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آغا یه دستمال سفید وردار برو پایین/O\


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
همه با هم...
آمنه چَشمه تو جامِ شَرابه منه...
آمنه اَخمه تو رَنجو عَذابه منه...
جونم زِ دَستِت آتیش گرفته مِهرِ تو از دل بیرون نرفته...
دس دس دس دس :))))))))
اونکه با منو تومهربون نمیشه...
نارفیقه اون همیشه...
همــــــــــه جعفریـــــــــــا ........!!!! /O\
اینجا دوحختر پیهسرگاهطیه :دی
با همین لــــحــــن :))
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 18:56
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﻣﺎﺭﮎ ﮐﻪ ﻓﯿﺴﺒﻮﮎ ﺭﻭ ﺳﺎﺧﺖ ﮐﺎﺭ ﭘﻠﯿﺲ ﻫﺎ
ﮐﻤﺘﺮ ﺷﺪ ﺍﺯ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺷﺐ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﯿﺪﺍﺭﻥ ،
ﺩﺯﺩ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﻭ ﺑﺰﻧﻪ ... :-|
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 18:29
+2
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
به خواست خدا، ما در این سرزمین از نعمت وجود سه چیز برخورداریم: وجدان بیدار، آزاد...ی سخن و احتیاط کافی که از دو تای اول هرگز استفاده نکنیم!
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 17:36
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
تمامی آنچه که ظلم و ستم نیاز دارد تا جای پایش را محکم کند اینست که مردم با وجدان سکوت کنند.
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 17:33
+6
roya
roya
در CARLO
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل بستن
به طاووسیست که تنها زیبایی دارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:40
+5
roya
roya
کاش همه میفهمیدن دل بستن به کلاغی که دل دارد
بهتر از دل بستن
به طاووسیست که تنها زیبایی دارد . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:37
+3
roya
roya
در CARLO
وقتی کسی به شما نیاز دارد
گفتن : ” گرفتارم” بسیار آسان است.
اما وقتی شما به کسی نیاز درید
شنیدن: ” گرفتارم” بسیار دردناک است . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:32
+3
roya
roya
در CARLO
توی رابطه هاتون گاهی سنگ بندازین
تا عمقش براتون مشخص بشه . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:29
+3
roya
roya
در CARLO
سلام مهربون وارد خونه شد و چشمش که به دیوار افتاد بهت زده شد! دختر کوچولو تکه بزرگی از کاغذ دیواری رو کنده بود! نتونست خودش رو کنترل کنه و حسابی سرش داد زد و ... فردا روز پدر بود. دخترک ، قوطی کوچولوئی رو که با کاغذ دیواری کادو پیچ کرده بود آورد و گفت : بابائی روزت مبارک ، خیلی دوستت دارم. خدای من! حالا چکار کنم؟ همون طور که کاغذ دیواری رو از دور قوطی باز می کرد ، ذهنش مشغول اتفاق دیروز بود. در قوطی رو باز کرد. خالی بود! بازعصبانی شد و گفت : این که خالیه! و جواب شنید که : پره پدر! پر از بوس! باباجون چند ماهه هر وقت که می خوام بخوابم این قوطی رو محکم بغل می کنم و کلی بوس واسه تو می ذارم توش ، بوس هام رو ندیدی؟! پدر که خیلی شرمنده شده بود ، فکر می کرد چجوری باید رفتارهای غلطم رو جبران کنم؟ سه روز بعد ، دختر کوچولو در سانحه ای جونش رو از دست داد. و پدر موند و اون قوطی. شب ها قوطی رو محکم بغل می کرد و یکی یکی بوسه های خیالی رو از توش در می آورد و روی گونه هاش می گذاشت و پهنای صورتش رو اشک می پوشوند... ولی یادمون باشه تا عزیزامون هستند و هستیم ، رد عشق رو هم تو زندگی هامون ببینیم و بگذاریم.
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:26
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ