♥ نگار ♥
تو حرفت را بزن ....!
چه کار داری که باران نمی بارد ...؟!!!
اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی کنند
دست خودشان نیست .....
به شرط چاقو به دنیا آمده اند
و تا پیراهنت را سیاه نبینند
باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی ....!!!
♥ نگار ♥
سلامتی اونایی که پستاشون لایک نمییخوره
سلامتی اونایی که کسی پروفایلشون رو محل نمیذاره
سلامتی اونایی که حتی "Poke" هم نمیخورن
سلامتی اونایی که سالی یه فرند ریکوئست هم ندارن
سلامتی اونایی که واقعی بودن ولی شرایط مجازیشون کرد
...سلامتی فرندای مجازی که اشکای تنهاییتو نمیبینن .....
امید
دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمیگذارم
چشمهایم را کور می کنم
گوشهایم را کر می کنم
پاهایم را میشکنم
انگشتهایم را بند بند می برم
و لبم را می روزم...
اما قلمم را به بیگتنه نمیدهم
علی سریعتی
♥ نگار ♥
اسمش را میگذارم؛ دوست مجازی
اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته
خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند
وقتی دلتنگی ها و آشفتگی هایش را مینویسد
وقت میگذارد برایم، وقت میگذارم برایش
نگرانش میشوم
دلتنگش میشوم
وقتی در صحبت هایم، به عنوانِ دوست یاد میشود
مطمئن میشوم که حقیقی ست
هرچند کنار هم نباشیم هرچند هم راندیده باشیم،
من برایت سلامتی و شادی آرزو دارم
هرکجا که باشی...
.
Amir
سعی کن از کس دیگری شکست عشقی خوردی
از من انتقامش رو نگیری!
نیوشا
قايقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب، دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ كسی نيست كه در بيشه عشق، قهرمانان را بيدار كند
قايق از تور تهی، و دل از آرزوی مرواريد
هم چنان خواهم راند. نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دريا-پريانی كه سر از خاك به در می آرند...
هم چنان خواهم راند
هم چنان خواهم خواند: دور بايد شد، دور
سهراب
سحر
عاشق اين ديالوگ و بازي مهران مديري هستم
چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟!
من بی دفاعم، من شریف تربیت شدم، من شریف بزرگ شدم
نه کسی منو می شناخت، نه کسی بنده رو می دید
نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگر
همه سهم بنده از زندگی کار کردن در زیر زمین اداره بایگانی بود لای پرونده ها
من ساده بودم من همه چیز رو باور می کردم
من با هیچ کس مخالفت نمی کردم، سرم به کار خودم بود و شریف بودم
من نمی خواستم به بانک برم، من نمی تونستم طبابت کنم، من نمی تونستم سرهنگ باشم، من نمی خواستم شعر بگم، من مقاومت کردم تا حد توانم، اما من توانم کم بود.
بنده ضعیف بودم، برای خودم ضعیف بودم و برای دیگران
و من به همه احترام می گذاشتم، من به همه احترام می گذاشتم،
و من شروع کردم به بازی کردن
و من شروع کردم به سرگرم شدن
و بعضی وقت ها یادم رفت که کجام
و همه این هایی که می گند مال من نیست، حق من نیست
" و من اشتباهی ام"
من از اولش هم اشتباهی بودم
بله من یادم رفت که این ها مال من نیست و من اشتباهی ام،
تقصیر من بود
تقصیر دیگران هم بود
اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیزی رو برای خودم برنداشتم
من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم
miCi
1391/01/15 - 15:50 ( لايک توسط 1 کاربر )
1391/01/15 - 15:55@bermuda

1391/01/15 - 15:56chera - dadi ????
Tajavoz o Asid Pashi o Mozahemat o Zoor Giri o Ghatl Hameja Hast
1391/01/15 - 15:59Vali Gasht e Ershad Ro Ghabool Daram
امید جان گشت ارشاد هم تو خیلی کشور ها هست حالا اسمش هر جا یه چیزه ولی
1391/01/15 - 16:24اعتماد کردن همه جا نیست این اعتماد خیلی ارزش داره
و از اون بهتر اینه که به بچش بگه ادم باش!!!