یافتن پست: #از

محمد
محمد
دقت کردى وقتى بچه بدنيا مياد همه ميگن چقدر مامانيه ، صورتش چقدرمامانيه ، لبخندش چقدرمامانيه...
چه زماني ياد بابا مى کنند؟ وقتى پوشک بچه را بازمى کنند ميگن اى بابا این باز کارخرابی کرده !
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 21:39
+12
مهسا
مهسا
زنــــــانی که تهی از احســــاس

و با چتری از منطق

گوشه ای تنها نشسته اند...،،

بی شک

همانــ دخترکان بی پروایی اند

که سالهایی نه چنـــــــدان دور

به روی نیمکتــ حماقتشانــ

بی تجربه از " تب و لرز " عشق ،،

"خیسی بارانش " را آرزو میکردنـــــــد!!
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 21:35
+9
سحر
سحر
متنفرم از انسان هایی که دیوار بلندت را می بینند
ولی به دنبال همان یک آجر لق میان دیوارت هستند که
...
تو را فرو بریزند...!
تا تو را انکار کنند...!
تا از رویـــت رد شـــوند.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 21:22
+5
محمد
محمد
بزرگ شدیم آخرشم نفهمیدیم این بچه های مردم کیا بودن که تو همه چیز از ما موفق تر بودن!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 21:19
+8
tamanna
tamanna
حرف راست و خوشگل و موشگل
خب حالا که می‌خواستین اسکار بدین چرا حجت و راضیه رو دعوت نکرده بودین؟
اونا هم آدمن...
بچه های اونا هم بچۀ آدمن...
تولۀ سگ که نیستن که...
اِشکالشون... اشکالشون اینه که بلد نیستن خوب حرفشون رو بزنن....
اشکالشون اینه که زود از کوره در میرن...
ولی اینا دلیل نمیشه که...
نادر و سیمین و حجت و راضیه به یه اندازه تو این افتخار سهیم بودن راس نميگم...............
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 21:03
+11
tamanna
tamanna
بابا كمي لايك كنين پروفايلمو از سعيد بزنم جلو وگرنه خون و خون ريزي به پا ميافته از طلف تمنا جون كه عاشق همتونه اينم ماچ{-49-} بابا به خدا دوستون دارم لايكم كنين به خدا
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 20:54
+9
مهسا
مهسا
یه شوهرم نداریم وقتی بچه ی سرتقمونو دعوا کرد، بچه مون که حرصش گرفته و ناراحت شده، با بغض (الهی باباش فداش شه) بهمون بگه، مرد قحط بود زن این شدی؟ و وقتی رفت تو اتاقش از خنده ریسه بریم، شوهرمونم بغض کنه !{-54-}{-26-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 20:39
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
می ترسم می ترسم از این خواب که هر لحظه مرا دورتر می برد و هرچه بیشتر شانه هایم را تکان می دهی بیشتر خواب ساعتی را می بینم که در گورستان زنگ می زند ...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 20:33
+1
مهسا
مهسا
یه شوهرم نداریم قبل از ازدواج چون ما بهش جواب مثبت نمی دادیم می خواسته خودش رو از پشت بوم پرت کنه ، بعد از ازدواج وقتی با اخلاقش آشنا شدیم و دیدیم نمی تونیم تحمل کنیم، خودمون این لطف رو در حقش کنیم !{-15-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 20:25
+4
مهسا
مهسا
دلنوشته دختران مجرد : از کلاس اول خواندیم آن مرد آمد ! آن مرد با اسب آمد ! ما که ترشیدیم ، مرتیکه با خر هم نیامد و باز هم بابا نان داد !{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/6 - 19:56
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ