saeed
خیلی دوست دارم یکی از استادام رو درحال خنده تو خیابون ببینم، برم
پیشش بگم "چیز خنده داری هست بگو ما هم بخندیم...
sasan pool
: پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد!
مظلومیت خاصی دارد!
باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او!
در قفس را ببند تا زندان دلیل زمین گیر شدنش نباشد
saeed
زندگی گرامی تر از آن است که به خصومت بگذرد . بیا کارت شارژهایمان را تقسیم کنیم!
poria
لره داروخونه داشته، یك روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسككش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن!! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا میكشیمشون! لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه!!!
reza
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !.
reza
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
mah3a
عاشــقٍ آن لحــظه ام که کنارت هستــــم
و کودک درونـــــــم از اشتياق با تـــو بودن
مي خواهد زمين و زمان را بهـم بريزد !!!
reza
تو ای شکوهمند من
شکوه دلپسند من
تو آن ستاره بودی
که مهر آسمان شدی
زمهر برترآمدی
فرازکهکشان شدی
به دره ها نگاه کن
به ژرف دره ها نگر
به تکه سنگهای سرد
به ذره ها نگاه کن
به من بتاب
که سنگ سرد دره ام
که کوچکم
که ذره ام
به من بتاب
مرا زشرم مهر خویش آب کن
مرا به خویش جذب کن
مرا هم آفتاب کن
حمید مصدق