یافتن پست: #از

saeed
saeed
كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:41
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دیشب مثه بچه آدم دراز کشیده بودم جلو تلویزیون داشتم فیلم بـــِزَن بــــِزَن میدیدم ....
یهو بابام اومـــد یدونه محکم زد تو ســـرَم : 0
میگم خو برا چی میزنی ؟؟؟
میگه : میخواستم احساس کنی جـلوی اِل سی دی سه بعدی خوابیدی :-/

... خداییش ماجراها دارم با این بابام : )
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:40
+5
ronak
ronak
برایت رویاهایی آرزو می‏کنم تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.
برایت آرزو می‏کنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی
آنچه را که باید فراموش کنی.
برایت شوق آرزو می‏کنم. آرامش آرزو می‏کنم.
برایت آرزو می‏کنم که با آواز پرندگان بیدار شوی
و با خنده‏ی کودکان.
برایت آرزو می‏کنم دوام بیاوری
در رکود، بی‏تفاوتی و ناپاکی روزگار.
بخصوص برایت آرزو می‏کنم که خودت باشی بایه دنیاااااااااامهربونی...........
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:36
+8
saeed
saeed
تو آدم من حوا... سیبی در میان ما باشد یا نه؟ کنار تو در آغوش تو بهشت جاریست.... سیب لازم نیست طعمبوسه هایت کافیست {-49-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:35
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
من زندگیمو باختم حاج آقا !
منو از حبس می ترسونی؟
برو از خدا بترس !...


(دیالوگ به یاد ماندنی شهاب حسینی در جدائی نادر از سیمین)
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:28
+6
عسل ایرانی
عسل ایرانی
همانگونه که آمدم
از خیالت پاک می شوم..
آرام
بی صدا
بی چراغ
قول می دهم ذره ای
صدای رفتنم
آرامش سکوتت را
بر هم نزند...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:25
+6
-1
ronak
ronak
خم شد کمرم زیر هجوم غم ها
از دست خداحافظ و من رفتن ها
انگار که یک چراغ قرمز بودم
بدجور دلم گرفته از آدم ها..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:17
+9
arman
arman
سفرنامه ابن بطوطه :::

یک شب از قزوین می گزشتیـــم

"لحظه ای سکوت "
خدا لعنتشان کند {-38-}
بگذریــ م
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:13
+5
ronak
ronak
آنقدر پیش این و آن از خوبی های نداشته اش گفتم که...
وقتی سراغش را میگیرند،شرم دارم بگویم تنهایم گذاشت...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/11 - 00:02
+8
ronak
ronak
از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم "خوابم می‌‌آید" می‌گویم "یـــــــارم می‌‌آید"
وعده ی ما همان رویای‌ همیشگی……………………
دیدگاه  •   •   •  1390/12/10 - 23:53
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ