ronak
فقط
تویی...!!!
.
که از
لب من...!!!
.
شعر
میشوی...!!!
.
هرکسی...!!!
.
لایق
غزل
عاشقانه...!!!
.
نیست...!!!
نیوشا
من همیشه دلتنگه اون دوران میشم که سر کلاس تند تند بچه ها رو ميشمرديم که ببينيم کدوم پاراگراف از درس به ما ميوفته بخونيم بعد اونو کلي تمرين مي کرديم ! یادش بخیر . کل دغدغمون همون بودش ..
aB'Bas S
اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟
کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟
چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری...
بی گمان پیشتر از اینها مرده بودیم اگر عشق نبود !
« دکتر علی شریعتی »
ashkan
يه روز تو يه تيمارستان …
دكتره می خواست از بيماراش تست بگيره
يه عكس ماشين ميزاره جلوی همه
ميگه هركی اين ماشين رو هول داد روشن كرد ميره خونه اش
همه رفتن هول بدن كه برن خونه به جز یک نفر !
دكتره خوشحال شد با خودش گفت اين پس خوب شده …
بهش گفت ببينم تو چرا ماشين رو هل نميدی ؟!
گفت اينا خنگن سويچ دست منه
امید
شاد بودن، تنها انتقامی است که میتوان از زندگی گرفت...
ashkan
از غضنفر می پرسن : می گذاری پسرت بره دانشگاه ؟
غضنفر ميگه : آره ، به شرطی كه به درسش لطمه نزنه
ronak
غضنفر توی یه مانور از هواپیما با چتر میپره پایین چترش باز نمیشه میگه خب خدا رو شکر که این فقط یه مانوره
آورین
1390/12/9 - 00:0720+

1390/12/9 - 00:08