☺SAEED☻
ظهر از سر کار برگشتم خونه ، دیدم خانوومم ناهار درست نکرده ، از عصبانیت سرمو کوبیدم به دیوار ، یهو یادم اومد مجردم
بعد به خودم گفتم آوَرین...آوَرین
ronak
خاطرات را باید سطل سطل . . .
ازچاه زندگی بیرون کشید . . .
خاطرات نه سر دارند و نه تَه . . .
بی هوا می آیند تا خفـــــــــــه ات کنند . . .
می رسند . . .گاهی وسط یک فکر . . .
گاهی وسط یک خیابان . . .
گاهی در یک پارک . . .
گاهی در یک پیاده رو باریک . . .
سردتــ می کنند . . . داغتـــ میکنند . . .
رگ خوابت را بلدند . . . زمینت می زنند . . .
خاطرات تمامــ نمی شوند؛ تمامتــــــــ می کنند...
☺SAEED☻
لازم نیست منزوی باشی تا همه ی دعوت ها رو رد کنی،فقط کافیه جورابت سوراخ باشه !
☺SAEED☻
مردي ...؟ هر چقدر مغرور...! هرچقدر صادق...!
هر چقدر ساده...! هرچقدر جذاب...!
هر چقدر مکار....! درست...
اما گاهی برای فتح یک وجب از جغرافیای زن بايد به زانو بيفتي ..
☺SAEED☻
از دیشب رقابتهای انتخاباتی در لرستان آغاز شده و تا کنون ده کشته و چهل زخمی برجای گذاشته است از تعداد مفقودان اطلاعی در دست نیست لازم به ذکر است قیمت آجر پنجاه برابر شده است
ronak
همه چیز از جایی شروع شد
که گفتی دوستت دارم.
گاهی برای یک عمر بلاتکلیفی
بهانه ای کافیست
ronak
این که باید
فراموش ات می کردم را هم
فراموش کردم !
تو تکراری ترین حضور ِ روزگار ِ منی
و من عجیب ؛
...به آغوش ِ تو
از آن سوی فاصله ها
خو گرفته ام
mina_z
فقط برای خودم هستم...!!!!!!!!!!
من..؟!
چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست.....
این من.......! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست....
... فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورم و عجول!!
سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع....با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!
و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی ؛ هیچ ندارم
راهت را بگیــر و بـــــــرو
حوالی ما توقف ممنــــوع است.
ronak
ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﻧﮕﺎﻫتـــــــ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑــــﺎﻻ ﺑﺎﺷــﺪ ...
ﺗـــﺎ ﺩﻟــﺖ ﺍﺯ آﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﯿــــﻦ ﻧﮕیـــرد

1390/12/7 - 16:38 ( لايک توسط 1 کاربر )

1390/12/7 - 16:43 ( لايک توسط 1 کاربر )