mah3a
رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:
سلام حالت خوبه؟
من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:
حالم خیلی خیلی توپه.
بعدش اون آقاهه پرسید:
خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟
با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛
اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...
وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:
من میتونم بیام طرفای تو؟
آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:
نه، الآن یه کم سرم شلوغه!
یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:
ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
mah3a
پنجم اسفند ماه، روز بزرگداشت دانشمند بزرگ ایرانی “خواجه نصرالدین طوسی ” و “روز مهندس” ، به شما دوست گرامی هیچگونه ارتباطی نداره …
هرموقع که از این خراب شده فارغ التحصیل شدی ، اون موقع این روز رو بهت تبریک میگم
mah3a
نزدیک میشم ، وقتی حواست نیست
اونقدر که مرزی جز لباست نیست
از پشت سر چشماتُ میگیرم
بگو کیمَ ، وگرنه میمیرم
mina_z
گاهـــــے درست شبیهـ مسجد بین راهـــــے تنهایمـ
هرکسے کهـ مے آید مسافر است!
و مے شکند همـ نمازش را همـ دلــــــــــــــــــمـ را...
سحر
در کلاس پنجم ابتدایی از آقا معلممان سوال کردم : آقا علم بهتر است ؟ یا ثروت؟
درجوابم حرفی نگفت !
دیروز او را پس از سالها پشت فرمان تاکسی فرسوده اش دیدم .
parnian
به نظر من باید همونطور که برای ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی
اسم گذاشتن،برای جو گرفتگی بعضی از رفقا هم یه اسمی میذاشتن!
مثلا : "چُســوف
mah3a
تو زندگی هیچوقت از شکست نترسیدم , ولی از تحقیر شدن بعد از باخت متنفرم! کاش میشد اون قسمتش رو حذف کرد.
t @ r @ n e
طبق آخرين مصوبه وزارت دادگستري . خل بودن جرم نيست . ازادانه به كارت برس
mah3a
به سلامتی اون رفیقی که مهربونیتو رو حساب خر بودنت نذاشت تا بخواد ازت سواری بگیره