یافتن پست: #از

sasan pool
sasan pool
در این دنیا که ممنوع است پرواز

نداری جرات یک لحظه آواز

کجای آسمان مال من و توست

که می گویی:

کبوتر با کبوتر ،باز با باز....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:11
+3
حمید
حمید
در SMS
دیگه به من زنگ نزن

حالا شناختمت

من نمیتونم دیگه با تو باشم

ازت بدم میاد

بی لیاقت

خداحافظ

“این آخرین جمله ای بود که همسایمون به شوهرش گفت”

میخاستم تو ام در جریان باشی عزیزم !{-23-}{-45-}{-49-}{-50-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:10
+4
sasan pool
sasan pool
عشق بازی به همین آسانی است .
که گلی با چشمی، بلبلی با گوشی، رنگ زیبای خزان با روحی ٬
نیش زنبور عسل با نوشی، کار همواره باران با دشت ٬
برف با قله کوه، رود با ریشه بید، باد با شاخه برگ، ابر عابر با ماه، چشمه ای با آهو ٬
برکه ای با مهتاب و نسیمی با زلف !
دو کبوتر با هم!
وشب و روز و طبیعت با ما.
عشقبازی به همین آسانی است . . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:09
+2
saeed
saeed
m?

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:09
+4
saeed
saeed
كاش مي شد سه چيز را از كودكان ياد بگيريم: بي دليل شاد بودن و پاي كوبيدن* هميشه سرگرم كار بودن و بيهوده ننشستن* حق و خواسته خود را با تمام وجود خواستن و فرياد زدن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:02
+6
saeed
saeed
جبران خلیل جبران:چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:01
+6
hassankhorram
hassankhorram
سلام. من hassankhorram هستم، از اعضای جدید ... :)
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:00
+3
حمید
حمید
همیشه میگن سر بی گناه تا پای دار میره اما بالای دار نمیره



ولی تا حالا کسی به این فکر نکرده که



رفتن تا پایه دار برای بی گناه از صد بار مرگ بدتره
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:49
+4
mina_z
mina_z
می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
"تـعطیــل است"
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
... ... ... ... باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند
فعلا تعطیل است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:48
+4
-1
saeed
saeed
من بودم و

تو

و یک عالمه حرف…

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!

کاش بودی و

می فهمیدی

وقت دلتنگی

یک آه

چقدر وزن دارد…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 23:46
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ