یافتن پست: #از

مهسا
مهسا
ازتسمشس (Eztesmeshes) یعنی چه؟! ... ... واژه ای که یک مکانیک اصفهانی هنگام اشکال پیدا کردن تسمه اتومبیل به کار می برد!{-7-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:40
+7
ronak
ronak
هر کاری می کردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن نمی گذاشته

فقط هی داد میزده من کاری نکردم بابا ، فقط سیفونو کشیدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:35
+9
ronak
ronak
وقتی يه سيب گاز می زنی

و يه کرم درسته می بينی ناراحت نشو

اون موقعی ناراحت شو که

سيبو گاز بزنی و يه کرم نصفه ببينی !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
امید
امید
یه روز بهم گفت: «می‌خوام باهات دوست باشم؛آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه بهم گفت: «می‌خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»
یه روز دیگه گفت: «می‌خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه
بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز تو نامه‌ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می‌دونی؟من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:
«من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می‌دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»
براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می‌دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»
حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم
و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه
(من هنوز هم خیلی تنهام)
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:34
+7
مهسا
مهسا
چرخه زندگی مرد ها... در بچگی، مامان ذلیل... جوونی، دوست دختر ذلیل... میان سالی، زن ذلیل... .پیری، فرزند ذلیل... بعد از مرگ، ذلیل مرده{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:27
+9
مهسا
مهسا
معلم : وقتی می گوییم : دانش آموزان کلاس تکلیف های خود را با میل انجام می دهند. ” میل ” در این جمله چه نوع کلمه ای است؟ دانش آموز : اجازه! حرف اضافه..{-2-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:26
+7
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
اگر بخواهم صادق باشم
ديگر
به
دنبال کسي که درکم بکند نيستم !
من از ابتداي کودکي روروَکم را شکستم
تا روي
پا هاي خودم بايستم !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:25
+3
ebrahim
ebrahim
می دانید داستان " گربه را دم حجله کشتن" چیست؟

میگویند در ایام قدیم دختری تندخو و بد اخلاق وجود داشته که هیج کس حاضر به ازدواج با او نبوده است.
پس از چندی پسری از اهالی شهامت به خرج می دهد و تصمیم می گیرد که با وی ازدواج کند.
بر خلاف نظر همه ، او میگوید که میتواند دخترک را رام کند.

خلاصه پس از مراسم عروسی ، عروس و داماد وارد حجله میشوند و ...... .

چند دقیقه از زفاف که میگذرد پسرک احساس تشنگی میکند .
گربه ای در اتاق وجود داشته از او میخواهد که آب بیاورد. چند بار تکرار میکند که ای گربه برو و برای من آب بیاور.
گربه بیچاره که از همه جا بی خبر بوده از جایش تکان نمی خورد تا اینکه مرد جوان چاقویش را از غلاف بیرون می کشد و سر از تن گربه جدا میکند.

سپس رو یه دختر میکند و میگوید برو آب بیار....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:24
+6
parham
parham
تعمیرات مدل ایرانی‌:

۱-درشو باز کردن و فوت کردن.

۲-زدن(مثل تو سر تلوزیون زدن).

۳-کامل باز کردن و دوباره بستن.

۴-محکم تکون دادن !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:16
+6
ronak
ronak
غضنفر از كيوسك تلفن عمومی مياد بيرون

ازش می پرسن: سالمه ؟

ميگه : آره ، ولی آفتابه نداره!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/3 - 21:16
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ