sasan pool
درد و دلی دارم از تنهایی و غربت از این زمانه نامرد که با من چه ها کرد این نامرد
sasan pool
به همین سادگی از چشم دلم افتادی
آخرین بار چنان برگ گلی در بادی
بیشمارند همه تیشه بدستان در صف
گرچه شیرین منی از دهنم افتادی
باز گویم که چه ساده در دلم جا کردی
نه به این سادگی اما تو ولی افتادی
poria
[!] سوار تاکسی بوده ... بعد از مدتی یکی پیاده میشه و درو محکم میبنده ... راننده میگه : الاغ بی شعور ... یه کمی جلوتر یه نفر دیگه پیاده میشه و باز در و محکم میبنده و بازم راننده میگه : الاغ بی شعور ... خلاصه نوبت به [!] میرسه و [!] هم با دقت در و آهسته میبنده میبینه راننده داره نگاش میکنه به راننده میگه : چیه ... الاغ باشعور ندیدی
poria
[!] كلیدش رو تو ماشین جا میگذاره، تا بره كلید ساز بیاره زن و بچش دو ساعت تو ماشین گیر میكنن!
poria
معلمه از شاگردش میپرسه: دو دو تا چند تا میشه؟ پسره میگه: شونزده تا! یارو شاكی میشه، میگه: همین خنگ بازیا رو در میارید كه ملت میگن تركا خرن! دو دو تا میشه چهارتا، دیگه اگه خیلی بشه، میشه هشت تا!
poria
تركه با چند تا رشتیه نشسته بودن داشتن جوك میگفتن، رشتیا برای تركا جك میگن، نوبت تركه كه میشه، تا میاد بگه: یه روز رشتیه... همه بهش میگن بشین بابا نمیخواد بگی! دوباره یه دور میزنه میرسه به تركه، باز تا میاد بگه: یه روز یه رشتیه... میپرن وسط حرفش، نمیذارن بگه. بار بعد كه نوبت میرسه به تركه، میگه: یه روز یه تركه داشته میرفته با سر میخوره زمین! همه رشتیا میخندن بعد تركه میگه: ولی وقتی بلندش میكنن میبینن رشتی بوده
ebrahim
کاش کودک بودم ...
تا بزرگترین شیطنت زندگی ام نقاشی روی دیوار بود
ای کاش کودک بودم...
تا از ته دل می خندیدم نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته باشم
ای کاش کودک بودم...
تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه همه چیز را فراموش می کردم.