در غم عشق نبودیّ و محبت کردی / این هم از لطف شما بود و نمیدانستیم
من نکردم گله از عهد و وفاداری تو / عهد ما عهد جفا بود و نمیدانستیم
رنج بیعشقی و تنهایی و بیمهری یار / همه تقدیر خدا بود و نمیدانستیم . . .
پسره ميره خواستگاري باباي دختره ميگه: نه ازت مهريه ميخوام، نه خونه، نه ماشين، بيکارم بودي مهم نيست... يه لپ تاپ ميذاره جلو پسره، ميگه: فيس بوکتو باز کن ببينم!