یافتن پست: #از

حمید
حمید
در SMS
دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم
از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:40
+1
mehdy
mehdy
روزی جمعی از بزرگان مدینه نزد بلال حبشی رفتند و از او پرسیدند :

آیـا تو واقعا بـلال حبشی هستی ؟

بـلال این چنیـن پاسخ داد که :

پـه نـه پـه ذرت مکزیکی ام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:37
+2
حمید
حمید
در SMS
اونی که دوستت داره زندگیشو پات میریزه که فقط شادیتو ببینه
تویی که دوست داشته میشی هزارتا ناز میکنی براش!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:37
+1
حمید
حمید
در SMS
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال
لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:36
+1
حمید
حمید
در SMS
در غم عشق نبودیّ و محبت کردی / این هم از لطف شما بود و نمی‌دانستیم
من نکردم گله از عهد و وفاداری تو / عهد ما عهد جفا بود و نمی‌دانستیم
رنج بی‌عشقی و تنهایی و بی‌مهری یار / همه تقدیر خدا بود و نمی‌دانستیم . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:35
+1
عسل ایرانی
عسل ایرانی
پسره ميره خواستگاري باباي دختره ميگه: نه ازت مهريه ميخوام، نه خونه، نه ماشين، بيکارم بودي مهم نيست... يه لپ تاپ ميذاره جلو پسره، ميگه: فيس بوکتو باز کن ببينم!{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:35
+3
حمید
حمید
در SMS
از ما که گذشت
ولی به دیگری موقتی بودنت را گوشزد کن
تا از همان اول فکری به حال جای خالیت کند . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:35
mehdy
mehdy
غضنفر رفت حج. اونجا نه نماز می خوند، نه طواف می کرد… ازش پرسیدن چرا؟ گفت: به ما گفتن همه چیز با کاروانه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:30
+1
mehdy
mehdy
یه لات چاله میدون میخواد بره خواستگاری به خانوادش میگه اگه از طرف خونوادهء دختر کسی زر زر کرد کسی حق گه خوردن نداره جز آقام
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:27
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
وقتی قراره که من برات نقش زاپاس رو بازی کنم

ازم انتظار نداشته باش که

دعایی غیر از پنچر شدنت ، برات بکنم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/26 - 20:19
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ