یافتن پست: #از

mina_z
mina_z
بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن ميميره، علی ميره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاريخ و امضا هم پول نمی‌گيريم. علی می‌گه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 23:54
+7
mahyar farid mohammadi
mahyar farid mohammadi
معشوق را در آغوش گیر که هیچ لذتی بالاتر از این کار نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 23:21
+6
mehdy
mehdy
از غضنفر ميپرسن اسم كوچيك فردوسي چيه؟ميگه: ميدان!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:54
+3
-2
mehdy
mehdy
غضنفر رو براي اولين بار مي برند توي هلي کوپتر ، توي آسمان از سمت چپي اش مي پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف مي گه : نه. از سمت راستي اش مي پرسه شما گرمتونه ؟ اون يکي هم مي گه نه. بعد غضنفر بلند مي گه : آقاي خلبان هيچ کس گرمش نيست. اون پنکه سقفي رو خاموشش کن
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:51
+5
مهسا
مهسا
خداوندا دستهایم خالی است و دلم غرق در آرزوها یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا کن یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن..{-17-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:50
+6
mehdy
mehdy
غضنفر سوار ماشين تهرونيه بوده، تهرونيه هم يهو كل ميگذاره، پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100... 150...160... بعد برميگرده به غضنفر ميگه: ترسيدي؟! به خودت شاشيدي؟! غضنفر ميگه: سيكتير بابا!! بيا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه تهرونيه رو ميبره سوار پيكانش ميكنه، بعد پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برميگرده به تهرونيه ميگه: حالا ترسيدي؟ به خودت شاشيدي؟! تهرونيه ميبينه اين يارو كله خره، داره همينجور گاز ميده.. ميگه: آره بابا شاشيدم.. بيخيال شو! غضنفر برميگرده ميگه: الان ديگه بريني
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:49
+3
مهسا
مهسا
همه ناراحتی ها به یک جمله ختم میشه #ازتو-انتظار-نداشتم....اگه یاد بگیریم هیچ وقت از هیچ کسی هیچ انتظاری نداشته باشیم هیچ چیز مارو ناراحت نمی کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:48
+6
مهسا
مهسا
اشتبــاه از من بود

پر رنـــگ نوشته بودمـت ...

به سختــی پاک می شـــوی
3 دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 20:38
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
تركه مقيم آمريکا مي شه، يه روز مي بينه: پسرش با يه دوچرخه اومد خونه. از پسرش مي پرسه؟ دوچرخه رو از کجا آوردي؟ پسرش مي گه: با يه دختر دوست شدم، لخت شد و گفت: همه چيم مال تو، هر کاري مي خواي بکن هر چي مي خواي بردار. من هم ديدم دوچرخه اش قشنگه، برش داشتم {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1390/11/25 - 19:56
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ