عسل ایرانی
گریان شده دلم
همچون
دخترکی لجباز...
پا به زمین می کوبد؛
تو را میخواهد
تــــمام تو را...
مهسا
بی گناه ترین مُهره بازی ِ هوس هایت من بودم...
مهره ای که قواعد ِ بازی را نمی دانست
و تـــو، مشتاق ترین فرد ِ این بازی
برای ِ خط زدن مهره های ِ سوخته بودی...
عسل ایرانی
کاش می شد با هم باشیم ، پیش هم شاد باشیم
کاش می شد این دلامون دو قدم فاصله داشت ،
کاش می شد این دل من پر می شد هر شب و روز از اسم تو ، از یاد تو
عسل ایرانی
کاش دنیا یکبار هم که شده؛ بازیش را به ما می باخت..!
مگر چه لذتی دارد برایش این بردهای تکراری..؟!
امیرحسین
گلی را که دیروز
به دیدار من هدیه آوردی ای دوست
دور از رخ نازنین تو
امروز پژمرد
امیرحسین
تنها حریفی که در مقابل من پس از باخت، بهانه نمی آورد، کامپیوتر است.
عسل ایرانی
ته دیگ " عشق ِ اول " را
.
.
.
هر چقدر که بسابی
.
.
چه با اسکاج ِ دوست داشتن های بعدی ...
.
.
چه با سیم ِ ظرفشویی عاشق شدن های بعدی ...
از " دل "ت پاک نمی شود ...
.
.
حالا تو هی بساب
.
.
و از صدای نا هنجارش سر دردبگیر … !
عسل ایرانی
دلم پُر است
پُـــرِ پُـــرِ پُـــر.....
آنقــــــدر که گاهی اضافه اش، از چشمانم می چـــــکد !!