امید
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ... نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
... ولی بسیار مشتاقم ... که از خاک گلویم سوتکی سازد ... گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ
و بازیگوش ... تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد .... و سراب خفتگان خفته را
آشفته تر سازد ... تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را ...
امید
حرف هایی هست برای نگفتن
و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.
kiss
ماهی شده بود باورش ،تور اگه بندازن سرش،میشه عروس ماهیا،ماهی باورش نبود،تور اگه بندازن سرش،نگاه گرم ماهیگیر ،میشه نگاه آخرش
امید
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم:
هر کس پیشانی مادر خویش را ببوسد، از آتش جهنم دور می ماند . . .
امید
یک پرنده کوچک که زیر برگها آواز میخواند برای اثبات خدا کافی است.ویکتور هوگو
kiss
دل ناله کند از من ، من ناله کنم از دل یا رب تو قضاوت کن دیوانه منم یا دل؟؟؟
امید
دكتر شريعتي : «كلاس پنجم كه بودم پسر درشت هيكلي در ته كلاس ما مي نشست كه براي من مظهر تمام چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل ؛ اول آنكه كچل بود، دوم اينكه سيگار مي كشيد و سوم - كه از همه تهوع آور بود- اينكه در آن سن و سال، زن داشت. !... چند سالي گذشت يك روز كه با همسرم از خيابان مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيكل ته كلاس را ديدم در حاليكه خودم زن داشتم ،سيگار مي كشيدم و كچل شده بودم
امید
من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم
دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم
قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم
عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم
کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم
سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم
من می ترسم پس هستم
این چنین می گذرد روز و روزگار من
من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم
(حسین پناهی)
نیوشا
و داستان دردناک درآوردن آخرین دونه ی خیارشور از شیشه....
|: