یافتن پست: #از

vahid
vahid
زندگی دفتری از خاطرههاست
یکنفر در دل شب
یکنفر در دل خاک
یکنفر همدم خوشبختیهاست
یکنفر همسفر سختیهاست
چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد
ما همه همسفر و رهگذریم ‏
آنچه باقیست فقط خوبیهاست ‏‎
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:42
+1
ebrahim
ebrahim
بابام حسرت زمان باباش را می خورد، منم حسرت زمان بابام رو می خورم، اما اگه پسر من بخواد حسرت زمان منو بخوره همچین با پشت دست میزنم تو دهنش که نفهمه از کجا خورده!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:40
vahid
vahid
از معرفت تو به کوچه پس کوچه زدم معرفت رو ولش کن ، من گم شدم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:39
+1
vahid
vahid
این روزها به هر کی "پروبال" بدی...
بجای اینکه باهات "پرواز" کنه.... واست "دم" در میاره.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:20
+1
نیوشا
نیوشا
عجب رسم عجيبي ... بچه که بوديم ؛ از تکليف مي ترسيديم ! بزرگ شديم از بلاتکليفي... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:10
+6
پاراگلایدر
پاراگلایدر
مرز امنیت هر آدمی را چیزی حراست می کند. بودن کسی شاید. این همه تهدید از کجا سر بر آورد یک مرتبه؟ چه طور این همه وقت بی فکر حصار، امن مانده ایم؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:09
+3
vahid
vahid
سلام. من vahid هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/10 - 00:04
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
مامان، اجازه هست ابروهامو بر دارم ؟…………نه مامان، اجازه هست موهامو زیتونی کنم ؟…………نه مامان، اجازه هست تونیک صورتی بپوشم ؟…………نه … مامان، اجازه هست مثل باربی آرایش کنم ؟…………نه مامااااان یعنی چی که همش میگی نه…. من ۱۸ سالم شده ها . . . . . . . -مامان: اَاّه حمید، خفه میشی؟یا خفت کنم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 23:31
+3
aB'Bas S
aB'Bas S
یه نفر میره دزدی، چیزی پیدا نمی‌کنه؛ از لجش مشق بچه را خط میزنه!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 23:29
+2
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
هیچگاه از لباس کهنه ات شرمنده نباش! اما از اندیشه کهنه ات شرمنده باش..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 23:28
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ