یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت : یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن! فقط با آره یا نه جواب منو بده! باشه؟ گفتم: باشه! گفت:اوضاع اونجا چه جوریه ؟!
جدید ترین فیلم های فیس بوکی: همه چیز از اد شروع شد !(عشقی خانوادگی ) جنگ ادمین ها (اکشن).چه کسی منو ریمو کرد؟؟؟ (پلیسی) دیشب زیر پستت کاممنت گذاشتم آیدا (عشقولانه) ... یک پیج و 100 ادمین(ایرانی) ادمین خوانده (هندی) من ترانه ۱۵ آیدی دارم !(عشقی اجتماعی) لایکی برای دو نفر !(عشقی جنایی) به خاطر یک مشت کامنت !(وسترن) بلاک شده ها !(ترسناک) زیر آسمان فیس بوک !(جتماعی) اینباکس ها هرگز دروغ نمیگویند !(جنایی پلیسی
سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر سرهنگ: این چیه دستت؟ ..... : این خواهر و مادر ممده .