یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم میخواست زنگ بزنه به خالم، شماره رو اشتباه گرفت
یارو گوشی رو از اون ور برداشت گفت: بله؟
مامانم هول کرد گفت: ببخشید مثل این که معذرت میخوام!:)))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 18:21
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وصیت یک دختر
.
.
.

.
بعد از مرگم مرا غسل ندید آرایشم خراب میشه:))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 18:19
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسر: عزیزم فردا روز عروسیمه خودت میدونی چقد دوستت دارم ولی سرنوشته دیگه نشد بهم برسیم، دختر: با چشمایی پر از اشک دستاشو گرفتو گفت: حالا که سرنوشت مارو بهم نرسوند منو به دوستت معرفی کن همون که بی ام و داره...!!!
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 18:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

استاد جون
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
با اینکه دوست ندارم سر به تنت باشه اما وقتی میگی :
از صفحه ی چند تا چند حذف ...
دوست دارم پاشم وسط کلاس ماچت کنم

2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 17:43
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

کودک درونم خعععلی بیشور شده!!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
تازگیا به ندای درونم شماره داه :|

دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 17:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

والدین عزیز!
فرزندان خود را تنها رها نکنید حتی در دنیای مجازی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
نیست بچه ن!
میان اینجا رو اعصاب ما را میرن |:

دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 17:25
+4
be to che???!!
be to che???!!
8 دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 17:21
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سر چهار راه یه وانت از چرغ قرمز رد شد، پلیس تو بلندگو گفت :وانت کجا می ری؟ وانتیه تو بلند گوش گفت :دارم می رم خونه! اینجور ملتی هستیم خلاصه :))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 17:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت هزار فتنه و آشوب در جهان انداخت
فریب زلف تو با عاشقان چه شعبده ساخت؟ که هر که جان و دلی داشت در میان انداخت
دلم، که در سر زلف تو شد، توان گه گه ز آفتاب رخت سایه‌ای بر آن انداخت
رخ تو در خور چشم من است، لیک چه سود که پرده از رخ تو برنمی‌توان انداخت
حلاوت لب تو، دوش، یاد می‌کردم بسا شکر که در آن لحظه در دهان انداخت
من از وصال تو دل برگرفته بودم، لیک زبان لطف توام باز در گمان انداخت
قبول تو دگران را به صدر وصل نشاند دل شکسته‌ی ما را بر آستان انداخت
چه قدر دارد، جانا، دلی؟ توان هردم بر آستان درت صدهزار جان انداخت
دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 16:57
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﺗﻠﻮﺯﯾﻮﻥ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ 7-6 ﺗﺎ ﭘﺴﺮ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ
ﺧﺎﻟﯽ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻥ ﯾﻬﻮﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﺷﺮﮐﺖ ﺗﻦ ﺗﺎﮎ
ﺑﺮﺍﺷﻮﻥ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺸﺴﺖ ﻣﯿﺎﺭﻩ
ﻫﻤﻪﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺵ ﻭ ﺧﺮﻡ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺩﺭﺍﺯ ﻧﺸﺴﺖ ﺭﻓﺘﻦ ....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺑﻨﺪﻩ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﯿﮑﻨﻢ!!
آخه پسرا اصن یه همچین چیزی امکان داره ... O,o

دیدگاه  •   •   •  1393/01/24 - 16:56
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ