یافتن پست: #از

xroyal54
xroyal54

ﺍﺯ ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﺎﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﭘﺮ ﻭ ﺑﺎﻟﻮ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺑِﻬﺖ ﺩﺍﺩﻡ!
ﺩُﻡ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩﯼ؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 23:52
+8
xroyal54
xroyal54
Shohreh Hm's photo.

پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خور روز و دی گان می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می کشیدند که نمی خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

* شب یلدا ،شب زایش الهه خورشید پیشاپیش همایون باد *
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 23:51
+9
xroyal54
xroyal54


خداوندا
تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت
خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی...


دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 23:37
+6
xroyal54
xroyal54
مورد داشتیم که ﺑﭽﻪ ۶ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﺁﻳﭙﺪ ﻣﻴﺨﻮﺍست
ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﺁﺭﺯﻭﻡ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺑﺰﺍﺭﻩ
ﺩﺳﺘﮕﻴﺮﻩ ﭼﺮﺥ ﺧﻴﺎﻃﻴﺶ ﺭﻭ ﻳﻪ ﺩﻭﺭ ﺑﭽﺮﺧﻮﻧﻢ!!!!
والا
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 23:29
+8
xroyal54
xroyal54
ﺩﺭ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺭﺳﯿﺪﻩ
ﺑﺎﺷﯿﺪ ...
.
.
.
.
... .
.
.
.
.
ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﺭﻧﮓ ﺷﺪﻩ ﺗﮑﯿﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ
ﮐﺮﺩ
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 23:24
+8
xroyal54
xroyal54


گفت :بی من چه میکشی؟
گفتم:
نفسسسسسسسسسسس!!!
چیه؟؟؟ توقع داشتین چی بگم؟؟؟!!
هههههههه آره عزیزم اینجوریاس اون ک ازمن گذشت واسه من درگذشت...
روحش توگورش و یادش توحلقش!!


دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 23:16
+6
xroyal54
xroyal54
دختر جان ؛
بالاخره یاد می گیری از یک دوستت دارمِ ساده، برای دلت یک خیالِ رنگارنگ نبافی...
که رابطه یعنی بازی و اگر بازیگری نکنی، می بازی... ...
که داستان های عاشقانه، از یک جایی به بعد رنگ و بوی منطق به خود می گیرند...
که سر هر چهار راهِ تعهد، یک هوسِ شیرین چشمک می زند...
یاد می گیری که خودت را دریغ کنی تا همیشه عزیز بمانی...
که آدم جماعت چه خواستن های سیری ناپذیری دارد...و چه حیله هایی برای بدست آوردن...
که باید صورت مسئله ای پر ابهام باشی، نه یک جوابِ کوتاه و ساده...
که وقتی باد می آید باید کلاهت را سفت بچسبی، نه بازوی بغل دستی ات را...
روزی می فهمی در انتهای همه گپ زدن های دوستانه، باز هم تنهایی...
و این همان لحظه ای ست که همه چیز را بی چون و چرا می پذیری با رویی گشاده و لبخندی که دیگر خودت هم معنی اش را نمی فهمی
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 23:10
+5
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
  • zohre (1 رای و 50 درصد )
  • zahraa (1 رای و 50 درصد )
آخرین ویرایش توسط administrator در [1393/02/24 - 02:20]
دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 22:22
+19
be to che???!!
be to che???!!

وقتی میای صدای پات، از همه جاده ها میاد

انگار نه از یه شهر دور،که از همه دنیا میاد

تا وقتی که در وا می شه،لحظه دیدن می رسه

هرچی که جاده ست رو زمین،به سینه من می رسه.... آه

ای که تویی همه کَسم،بی تو می گیره نفسم

اگه تو رو داشته باشم،(به هر چی می خوام می رسم)2

وقتی تو نیستی قلبمو،واسه کی تکرار بکنم

گلهای خواب آلوده رو،واسه کی بیدار بکنم

واسه کبوترای عشق،دست کی دونه بپاشه*

مگه تن من می تونه،بدون تو زنده باشه

ای که تویی......

دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 21:50
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

آرزو میکنم توجیب لباست پول پیدا کنی،

آرزو میکنم یه موزیکی که خیلی وقته دنبالشیُ هیچ اسمی ازش نمیدونی رو یهو یجا پیدا کنی،

آرزو میکنم وقتی دارن ازت تعریف میکنن تو اتفاقی رد بشیُ بشنوی،

آرزو میکنم اونقدر بخندی ... بخندی که از چشمات اشک بیادُ دل درد بگیری،

آرزو میکنم یه بویی که باهاش خیلی خاطره خوب داری یجا به مشامت بخوره،

آرزو میکنم وقتی حواست نیست سرتو بیاری بالا ببینی، یکی که خیلی دوسش داری، داره خیلی عمیق ، با یه حس مثبت و لبخند رضایت نگاهت میکنه،

آرزو میکنم یه چیزی که کوچیکه ولی فکر نمیکردی حالاحالاها داشته باشیش یه اتفاقی بیوفته و یهو بدستش بیاری...

(چرا حواست پیش آرزویِ یکی مونده به آخری موند ..؟! ):D

دیدگاه  •   •   •  1392/09/25 - 20:35
+10

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ