یافتن پست: #از

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه دوس پسر هم نداریم ازمون بپرسه غیر از من چندتا بی اف داری؟

مام بش بگیم عزیزم با اینكه خیلیا منو میخوان اما من فقط تورو میخوام !

بعدش اونم ذوق مرگ شه پرواز كنه و گیر كنه تو پنكه سقفی تیكه تیكه شه بمیره از شرش راحت شم کصصافط!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 18:24
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ﯾﻪ ﺩﻭﺱ ﭘﺴﺮ ﺍﯾﺪﻩ ﺁﻝ ﭘﺴﺮﯾﻪ ﮐﻪ :

ﻭﻗﺘﯽ ﺭﮊ ﻗﺮﻣﺰ ﻣﯿﺰﻧﯽ؛ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺟﻠﻮ ﺑﺎﺯ ﻭ ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﻣﯿﭙﻮشی
ﻣﯿﺮﯼ ﭘﯿﺸﺶ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮕﻪ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﭼﻘﺪ ﺟﻮﺟﻮ ﺷﺪﯼ ؛
ﺟﺪ ﺍﻧﺪﺭ ﺟﺪﺗﻮ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺟﻠﻮی ﭼﺸﺎﺕ!
ﺑﺎ ﭘﺸﺖ ﺩﺳﺖ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺑﺨﻮﺍﺑﻮﻧﻪ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺩﻣﺎﻏﺖ
ﮐﻪ ﺑﺸﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻭ ﺗﺎ ﺳﻮﺭﺍﺥ!
ﺭﻭ ﻣﺎﻧﺘﻮﺕ ﺭﻭﻏﻦ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺮﯾﺰﻩ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﺘﻮﻧﯽ ﺑﭙﻮﺷﯽ!
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﻪ ﮐﺘﮏ ﺣﺴﺎﺑﯽ ﺑﺮﺕ ﮔﺮﺩﻭﻧﻪ ﺧﻮنه توﻥ ﮔﻮﺷﯿﺘﻢ
ﺍﺯﺕ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺑﮕﻪ ﻫﺮ ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﯾﺒﺎﺭ ﺯنگ ﻣﯿﺰﻧﻢ خونه؛
ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﻟﻬﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ،ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺮﻭﻧﻢ ﺗﻌﻄﯿﻞ،
ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻪ و همون جوری که داره درِ خونه پیاده ت می کنه ﺧﯿﻠﯽ ﻏﻀﺐ ﺁﻟﻮﺩ بگه:
برو یه چیزی بخور ضعف نکنی!ﺑﻌﺪﺵ ﻫﻢ ﮔﺎﺯﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ ﺑﺮﻩ
ﻣﺨﺎﺑﺮﺍﺕ ﭘﺮﯾﻨﺖ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ، ﯾﻪ ﺳﺮیِ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺩﻫﻨﺘﻮ ﺳﺮﻭﯾﺲ ﮐﻨﻪ
جیــــــــــــــــغ والا به همیـــن برکــــت =))=))=))

دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 18:20
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

باران باشد











تو باشی











یک خیابان بی انتها











من میرم خونه چون مریض میشم …











اصن من از آمپول میترسم:D


دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 18:18
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

آقا دیگه کار از ابرو برداشتنو شلوار قرمز پوشیدنو گوشواره انداختن پسرا گذشته!







امروز یه پسر دیدم وسط دعوا داشت جیغ میزد!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 18:16
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پس از ورود خیل کثیری از دوستان فیسبوکی و کلوبی به [!] و ترک فیس بوک به زودی زخم بستر جایگزین زخم باسن خواهد شد



من الله التوفیق
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 18:10
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو را درک نکردم

میدانم

اخر زبان برنامه ریزی تو

نامکشوف است

اگر بگویم برو میروی

بگویم نرو باز هم میروی

حتی اگر دستت راهم بگیرم

باز هم میروی

نمیتوانم با هیچ ابزاری

تو را نگه دارم

بس که تو

تو دل برویی عزیزم

(فقط برای تو

یک کتیبه اختصاصی)

A.S

1392/08/08

ساعت21.17
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 17:47
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو امدی و مرا غرق عشق کردی

تو امدی و به من بودنم را

دوباره یاد اور شدی

تو که نبودی

بی تو بودن را

لحظه لحظه

با تمام سلولهایم

تجربه میکردم

وبا خود فکر میکردم

که دیگر مرا

کسی نخواهد خواست

احساس نخواسته شدن

برایم کشنده تر از سرما بود

ولی تو امدی

پس از ان همه نیامدنها

وچه لبخندی داشتی

وچه باران مهری از نگاهت

تمام وجودم را خیس کرد

پس بمان برای همیشه

که بی تو زندگی من

مرگی بدون تشییع است

A.S

1392/09/18
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 17:44
+2
mohsen
mohsen
یه روز دیگه هم گذشت ................ولی هنوز از انتگرال تو زندگیم استفاده نکردم! :|   
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 17:38 توسط Mobile
+3
mohsen
mohsen
خدایا مرا تنها مگذار که مبادا نگاهم به نگاه بنده ای از جنس خاک محتاج شود...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 17:34 توسط Mobile
+3
maryam jahangiri
maryam jahangiri
سلام. من maryam jahangiri هستم، از اعضای جدید ... :)
دیدگاه  •   •   •  1392/09/19 - 17:18
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ