یافتن پست: #از

محمد
محمد
این کمبود داماد فقط مختص آدمها نیست
توی دریا با این همه عروس دریایی
اونوقت دریغ
 از یه دوماد دریایی!!!!:)
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:55
+4
محمد
محمد

اگه میدونستیم قدرت بدنی که یک زن موقع زایمان از دست میده برابره با قدرت بدنی 1روز کار 16کارگر معدنه هیچوقت با مادرانمون تندی نمیکردیم!! به امید سلامتیه همه ی مادران مهربوووون
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:52
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مـــــن اگــر عــروســـ تــــــــــو باشـم...
دیـــگـر هــــــــــیچ لبــاسـیــــ برازنـــــده ی انـــدام مـــــن نـخـواهــــد بــــود!
آغــــــــــــــوشــــ تـو تـــمامــ قــد مــن را در بــــــر خواهــــد گرفتـــــ...نـــه حـــریریـــــــ نـه یراقیــــــــ نــه دکمـــــهـ ای...و نــــه هــــیـــچ و هـــــــــــــــیـــــچ!
آنچــــه هــــــستـ تمـــــامـــ مـــردانـــگــــــی تــــو استــــــــــــ کـــــه تــــن پــــوشـــــ و نگـــــیـــنـــ زنــــــانـــــگـــــــی مــــنــــــــــ اســـــــــتـــــــــ.....
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:52
+4
محمد
محمد
هیچگاه بیش از حد به کسی وابسته نشوید؛چون وابستگی به توقعات منجر میشود،و توقعات به دلشکستگی...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:48
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

امشب پر از بغضم رفیق ،
شانه ات ساعتی چند ؟؟

.
.
.
.

چی ؟؟
۵۵۰۰ ؟؟
چه خبره ؟
مارو بگو به تو میگیم رفیق …
نخواستیم آقا
:دی

دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:47
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هرکی به ما رسید شآخ شُد !

میخوام از برکت وجود بعضیا یه گاوداری بزنم ..!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:45
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

تا حالا شده در اتاقت رو ببندی،چرآغآرو همـ خآموش كنی؟؟؟






بری پتورو بكشی رو سرتـــــ ،چشاتو اون زیر باز كنی،







صِـــدآی نفسآتو بشنوی








تیكــــ تآكـــ سآعت پـُتكــــ بشه تو مغزتــــ ؟؟؟



سیآهی ببینی تنهآیی ببینی،گریتـــــ بگیره...



ضجه بزنـــــ ـی هق هقآت رو قورت بدی ...



تآكسی نشنــــــوه صداشـــو



بعد بفهمی چقدر تنهآیی،چه قدربـ ــــی كسی...



بفهمی ،هیچی نیستی...

دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:41
+5
EHSAN
EHSAN
درخت سایه اش را بی دریغ به تو می بخشد و خورشید گرمایش را و گل شمیم خوشش را باران طراوتش را و آسمان برکتش را و رود قطره قطره آبش را و پرنده نوای دل انگیزش را و همه و همه بخشیدن را از خدایی آموخته اند که آنها را زیبا آفریده … زیباترین آفریده خدا انسان است ! تو برای بخشیدن چه داری ؟ ثروتت ؟ دانشت ؟ جانت ؟ همه این ها خوب است اما چرا از گنج بی پایانی که در وجودت داری خرج نمی کنی ؟ محبت ! حاضری آنرا ببخشی ؟ با خنده ای بر لبت یا اخلاقی خوش یا دستان پرمهری که بر سر کودکی خسته از کار می کشی یا با محبتی که به عشقت می کنی یا … مطمئن باش گنجت تمام نمی شود بلکه زیاد خواهد شد پس از بخشیدنش دریغ نکن !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:38
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

برایت باران میشوم و بی امان میبارم!

تو فقط لذت ببر،روی سنگفرش احساسم قدم بزن!

سیگاری آتش کن،بسوزان تمام بودنم را..

سردت که شد برایت پالتویی میشوم از جنس عشق،

گرمِ گرم میشوی.تو فقط لذت ببر،میبارم،میسوزم..تو بخند!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 19:16
+4
محمد
محمد

من یک نیم مَردم؛با تمام دلواپسی های مردانه،
از وقتی که فهمیدم باید مرد باشم؛دیدم ابتدا بایستی یک حوّا داشته باشم؛
یکی که بتواند روی عرض شانه هایم،طول زندگی اش را طی کند،
یکی که بتوانم روی نازکانه ی شانه هایش،سر سایم و دمی بیاسایم؛
حوّای من..
نه می دانم کجاست؛نه می دانم کیست،فقط..
هرکجا می تواند باشد؛هر کسی می تواند باشد؛
از جنس ترنّمی تازه؛از جنس یک بانو
من...
یا حوّایم از آسمان آمده،تازه از راه می رسد و می بیندم،
یا مدّتی بی من؛روی این زمین زیسته و می یابمش،
یکیست..
یعنی باید که یکی باشد؛این رسم دلدادگیست و..
نه من؛نه هیچکس نمی تواند تغییر دهد این رسم خوش را،
من حوّایم؛یکی بایستی باشد که روحم را تکان بدهد تا جانم را برایش داده باشم
عقیده ام..
زیستنی ست با عشق،
فقط...
اینجا حرّاجی نیست!
خوب می دانم کی هم قدّ احساس من است؛
نه من برای رسیدن به کسی قدبلندی می کنم
نه کسی که می خواهد زیستنم را دلیل باشد
و در پایان عقیده ام این که:
زندگی چیزی نیست که مردم این شهر دائم تکرارش می کنند..
هر که هستی؛هر جا هستی
بیا..
بیا که اگر حفّاری های مردانه ام؛به آب احساس تو نرسد..
همین جان هم دیگر شهر متروکه ی دلم را ترک خواهد کرد!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/3 - 18:52
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ