♥ نگار ♥
به سرنوشت گفتم با آن که با احساسم بازی کرد چه کنم ؟؟انگشت بر لبانم گذاشت و گفت!!بسپارش به ما که هیچ احدی از سرنوشتش خبر ندارد....










