یافتن پست: #اسب

sasan pool
sasan pool
ملاقات با جانشین دوو سی‌یلو
برای دیدن مطلب به دیدگاه مراجعه کنید
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 10:51
+2
sasan pool
sasan pool
فراری مدل ۲۰۱۳هم آمد+تصویر برای دیدن مطلب به دیدگاه مراجعه کنید.
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 10:44
+3
شاهین
شاهین
تو خرم آباد به مناسبت ميلاد امام علي به همه ي اونهايي كه اسمشون ميلاد بود جايزه دادن
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 20:47
+4
mah3a
mah3a
راه حل تضمینی برای افزایش سرعت اینترنت ..
.....
....
...
..
.
کابل مودمو میگیرین، خَمش میکنین! با این حرکت اینترنت پشت سیمتون جمع میشه بعد یهو ولش میکنین، اینترنت با فشار میاد تو مودمتون!
تذکر: مودمو جای مناسبی قرار بدین و سیم رو زیاد نگه ندارین چون ممکنه اینترنت زیاد به مودم برسه و مودم از کابل جدا بشه و کف اتاقتون اینترنتی بشه ..
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 18:06
+2
iraj
iraj
پسر: بابا کی میریم خرید کنیم
پدر:پسرم هنوز حقوق ندادن همه جنس ها گرون امسال یه کم باید صرفه جویی کنیم

اخبار ساعت 9:
آقا اوومدین خرید؟؟؟....بله خیلی هم خوبه جنس ها ارزون هستش و قیمت ها مناسب

پسر نمیدونه پدره کارگرش دروغ میگه یا اخبار...
خدایا هیچ پدری را تووو این موقیعیت قرار نده که فرزند کوچکش بهش شک کنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 17:02
+3
amirreza
amirreza
شاید خدا خواسته است که ابتدا افراد نامناسب بسیاری را بشناسی و سپس شخص مناسبی را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گذار باشی . گابریل گارسیا مارکز
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:50
+5
amirreza
amirreza
شاید خدا خواسته است که ابتدا افراد نامناسب بسیاری را بشناسی و سپس شخص مناسبی را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گذار باشی . گابریل گارسیا مارکز
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:49
+5
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
.

اگه کسی بهت گفت اسب میزنی تو دهنش

اگه نفر دوم بهت گفت اسب بهش میگی احمق

اگه نفر سوم بهت گفت اسب بهتره برای خودت یه زین بخری !
دیدگاه  •   •   •  1390/12/6 - 15:07
+2
mah3a
mah3a
رفتم دستشویی پارک. تا تو دستشویی نشستم از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت:
سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم:

حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید:

خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم، برای همین گفتم؛

اُه من هم مثل خودت فقط داشتم از این جا رد می شدم...

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور می شه، به هر ترفندی بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم:

من می‌تونم بیام طرفای تو؟

آره سؤال یه کمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم:

نه، الآن یه کم سرم شلوغه!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت:

ببین، من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب می ده!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:16
+6
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
به سرنوش بگوئید:اسباب بازیهایت بی جان نیستند


آدمند...


میشکنند بی انصاف


آرامتر . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:20
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ