یافتن پست: #انتخاب

ناظم سایت
ناظم سایت
سلام به دوستان لطفا برای پروفایلتون یک عکس کاربری انتخاب کنید

با تشکر

دیدگاه  •   •   •  1392/07/6 - 17:27
+3
nanaz
nanaz


“زيباترين نامه به خدا”



واقعا خواندنيه
اگه نخوني از ذستت رفته
حالا خود داي

شـــــكــــرت خـــــــــــــدا جـــــونـــــــم
امروز صبح كه از خواب بيدار شدي،

نگاهت مي كردم،

اميدوار بودم كه با من حرف بزني،

حتي براي چند كلمه،

نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي كه ديروز در زندگي ات افتاد،

از من تشكر كني؛

اما متوجه شدم كه خيلي مشغولي،

مشغول انتخاب لباسي كه ميخواستي بپوشي،

وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي،

فكر مي كردم چند دقيقه اي وقت داري كه بايستي و به من بگويي:"سلام"،

اما تو خيلي مشغول بودي.


يك بار مجبور شدي منتظر شوي و براي مدت يك ربع ساعت، كاري

 نداشتي جز آنكه روي يك صندلي بنشيني.

بعد ديدمت كه از جا پريدي،

اما تو به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت تلفن كردي تا از

آخرين شايعات با خبر شوي.

تمام روز با صبوري منتظرت بودم،

با آن همه كارهاي مختلف گمان مي كنم كه اصلاً وقت نداشتي

با من حرف بزني.

متوجه شدم قبل از نهار هي دورو برت را نگاه مي كني؛

شايد چون خجالت مي كشيدي،

سرت را به سوي من خم نكردي!!!

تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد كه هنوز خيلي كارها براي انجام دادن داري.


بعد از انجام دادن چند كار،

تلويزيون را روشن كردي،

نميدانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟

در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي را

جلوي آن مي گذراني.

در حالي كه درباره هيچ چيز فكر نمي كني و فقط ازبرنامه هايش
 لذت مي بري.

باز هم صبورانه انتظار ترا كشيدم و تو در حالي كه تلويزيون را نگاه مي كردي،

شام خوردي و باز هم با من صحبتي نكردي!!!

موقع خواب،

فكر مي كنم خيلي خسته بودي،

بعد از آن كه به اعضاي خانواده ات شب بخير گفتي،

نمي دانم كه چرا به من شب به خير نگفتي؛

اما اشكالي ندارد،

آخر مگر صبح به من سلام كردي؟!

هنگامي كه به خواب رفتي،

صورتت را كه خستهء تكرارِ يكنواختي هاي روزمره بود

را عاشقانه لمس كردم.

چقدر مشتاقم كه به تو بگويم:

چطور مي تواني زندگي زيباتر و مفيدتر را تجربه كني...

احتمالاً متوجه نشدي كه من هميشه در كنارت و براي كمك به تو آماده ام.

من صبورم،

بيش از آنچه تو فكرش را مي كني.

حتي دلم مي خواهد به تو ياد دهم كه چطور با ديگران صبور باشي.

من آنقدر دوستت دارم كه هر روز منتظرت هستم،

منتظر يك سر تكان دادن،

يك دعا،

يك فكر،

يا گوشه اي از قلبت كه بسوي من آيد.

خيلي سخت است كه مكالمه اي يكطرفه داشته باشي.

خوب،

من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود،

به اميد آنكه شايد فردا كمي هم به من وقت بدهي!

آيا وقت داري كه اين نامه را براي ديگر عزيزانم بفرستي؟

اگر نه،

عيبي ندارد،

من مي فهمم و سعي مي كنم راه ديگري بيابم.

من هرگز دست نخواهم كشيد...

روز خوبي داشته باشي.


 

آخرین ویرایش توسط nanaz در [1392/07/4 - 13:33]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/4 - 13:32
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گفتم: خدایا سوالی دارم! چرا وقتی شادم همه با من میخندند.
ولی، وقتی ناراحتم کسی با من نمیگرید؟!

جواب داد: شادی را برای جمع کردن دوست، آفریده ام
ولی، غم را برای انتخاب بهترین دوست.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 17:18
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
آرزوهای یک دختر ایرانی: كاش ازدواج هم مثل انتخابات بود چند تا نامزد توسط مادرم تاييد صلاحيت ميشدن ميومدن ازهنرها و برنامه هاشون ميگفتن، بعدش منم سرفرصت با بصيرت وآگاهي همسرمو انتخاب ميكردم وهر چهار سال يكبار،حماسه ديگری مي آفريدم {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/30 - 23:32
+2
mina
mina
يك آبـــــــــانــــــــــی شايد انتخاب اول تو نباشه,
اما انتخابي بزرگیه
شايد ثروتمند نباشه, اما ارزشمنده
شاید اون کسی که میخوای نباشه اما تنها شکلیه که پازل زندگیتو کامل میکنه
اون تظاهر به کسي که نيست نميکنه, چون از اون چیزی که هست راضیه
شايد به بعضي کارهاي گذشته اش افتخار نکنه اما به آنچه که امروز هست ميباله .
شاید کامل نباشه اما تنها هدف زندگیش کامل تر شدنه !
دیدگاه  •   •   •  1392/06/29 - 15:40
+4
xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:46
+5
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
این دخترا که با دوست پسرشون قدم میزنن و آب معدنی دستشونه واسه
کلاسش نیست
.
.
.
.
.
.
.
.
واسه اینه میدونن با این انتخابشون چیکارکردن آبم قطه !!! {-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/06/26 - 20:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین استرسی و رقابتی که واسه انتخاب واحد هست...واسه خود قبولی تو دانشگاه نیست!:D
دیدگاه  •   •   •  1392/06/23 - 18:15
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دلی شکسته تر از نای نی لبک دارم یواش! دست نزن!
شیشه ام ترک دارد چه قدر وسوسه در چشم انتخاب من است که بر صداقت آیینه نیز شک دارم رفیق!
بار غریبی به دوش من ماند ست که احتیاج به یک دوست یک کمک دارم صدا زدم که:
به من در قبال سکه ی زخم چه می دهید؟ یکی گفت:
من نمک دارم من و تو هردو غریبیم و آشنای سکوت خوشم به این که غمی با تو مشترک دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/06/22 - 21:44
+2
korosh
korosh
دیدگاه  •   •   •  1392/06/19 - 13:05
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ