یافتن پست: #اه

sara
sara
یه دوست پسر  ندارم ...

.

.

.

.

.

.

ندارم که ندارم ...

به درک که ندارم ...

در عوضش یه عالمه دوستای کصافط دارم که با دنیا عوضشون نمیکنم :|
7 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:48
+5
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
3 دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:45
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پابه پای عشق رفتن پروبال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بیرون کشیدن چه بی پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج میزد ولی رویای دورم را شکستند

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:41
+7
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

باز باران بارید. خیس شد خاطره ها. مرحبا بر دل ابری هوا.چشممان روشن.اشک در بارش باران گم شد. ( گفتی بیا باران را به بیقراری دلها تعارف کنیم چتر به دست گرفتیم و راه افتادیم گفتی دیگر از صدای صاعقه نمی ترسم حالا خوب می دانم این صدای مهیب ‍؛ همان لحن خیس و ساده باران است که گاهی از هیاهوی ابرها خسته می شوند می آیند روی زمین تا کمی گلها را تماشا کنند و اگر هم دستشان رسید از درخت بی سایه ای سیب سکوت بچینند آنوقت از مرگ واژه ها در زمین به آسمان شکایت کند گفتی باران را دوست دارم

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:38
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

کمی زیستن در رویا به خاطر انطباق دادن زندگی با رویا ،گناه نیست... آنچه اشتباه محض است فرورفتن در رویاست و بر نیامدن... در مه مصنوعی غرق شدن....قطع ارتباط با روزمرگی.... مه تخیلی ،بیشترین خطرش در این است که انسان در درون آن گم شود و از سکونتگاه خود بسیار دور بیفتد..... باز نگشتنی.....گم گشته ای ابدی. هیچ رویایی،تخیلی ، عقیده یی ،اگر نتواند سهمی در ساخت زندگی انسان داشته باشد چیزی جز عقیده ،خیال و رویای باطل نیست....

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:32
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

منم ُ نواده ی حوا                      کجاست قدرت چیدن؟! کجاست بال رهایی؟!                کجاست شوق پریدن؟! در این زمین گل آلود                  کجاست عزم دویدن؟! بگو ُحقیقت من کو؟!               در این هزاره ی مغشوش کجاست مستی خیام؟!          کجاست ساقی مدهوش؟! کجاست رندی حافظ؟!             کجاست گرمی آغوش؟! بگو رسالت من چیست؟!         در این زمانه ی سنگین چگونه نغمه بپاشم؟!               بر این جماعت رنگین چگونه گریه نباشم؟!                از این تبسم ننگین کجاست قلب تپیدن؟!              کجاست باور فردا؟! کجاست وسعت دیدن؟           کجاست پاکی دریا؟! کجاست راه رسیدن؟!            کجاست آخر دنیا؟!

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:28
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گاهی آنکه سراغی از تو نمیگیرد : دلتنگترین برای دیدن توست و از شکاف چشمانش به نبودنت خیره میشود

همیشه آنکه تو او را نمی بینی نامهربان نیست .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:17
+5
saman
saman
در CARLO

همون وقتی که ترجیح داده شد به جای تابلوی ” از سرعت خود بکاهید “


از سرعت گیر استفاده بشه


بشر فهمیده بود که به شعورش امیدی نیست .

دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:16
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
امشب زغمت میان خون خواهم خفت

وز بستر عافیت برون خواهم خفت

باور نکنی خیال خود را بفرست : تا درنگرد که بی تو چون خواهم خفت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 11:14
+5
sara
sara
هرچند نمی دانم

روزی رویاهایت را با که شریک میشوی

اما هنوز

شریک تمام بی خوابی های من تویی
دیدگاه  •   •   •  1392/04/29 - 09:50
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ