.
.
.
.
.
.
ندارم که ندارم ...
به درک که ندارم ...
در عوضش یه عالمه دوستای کصافط دارم که با دنیا عوضشون نمیکنم
قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پابه پای عشق رفتن پروبال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بیرون کشیدن چه بی پروا حضورم را شکستند تمنا در نگاهم موج میزد ولی رویای دورم را شکستند
باز باران بارید. خیس شد خاطره ها. مرحبا بر دل ابری هوا.چشممان روشن.اشک در بارش باران گم شد. ( گفتی بیا باران را به بیقراری دلها تعارف کنیم چتر به دست گرفتیم و راه افتادیم گفتی دیگر از صدای صاعقه نمی ترسم حالا خوب می دانم این صدای مهیب ؛ همان لحن خیس و ساده باران است که گاهی از هیاهوی ابرها خسته می شوند می آیند روی زمین تا کمی گلها را تماشا کنند و اگر هم دستشان رسید از درخت بی سایه ای سیب سکوت بچینند آنوقت از مرگ واژه ها در زمین به آسمان شکایت کند گفتی باران را دوست دارم
کمی زیستن در رویا به خاطر انطباق دادن زندگی با رویا ،گناه نیست... آنچه اشتباه محض است فرورفتن در رویاست و بر نیامدن... در مه مصنوعی غرق شدن....قطع ارتباط با روزمرگی.... مه تخیلی ،بیشترین خطرش در این است که انسان در درون آن گم شود و از سکونتگاه خود بسیار دور بیفتد..... باز نگشتنی.....گم گشته ای ابدی. هیچ رویایی،تخیلی ، عقیده یی ،اگر نتواند سهمی در ساخت زندگی انسان داشته باشد چیزی جز عقیده ،خیال و رویای باطل نیست....
منم ُ نواده ی حوا کجاست قدرت چیدن؟! کجاست بال رهایی؟! کجاست شوق پریدن؟! در این زمین گل آلود کجاست عزم دویدن؟! بگو ُحقیقت من کو؟! در این هزاره ی مغشوش کجاست مستی خیام؟! کجاست ساقی مدهوش؟! کجاست رندی حافظ؟! کجاست گرمی آغوش؟! بگو رسالت من چیست؟! در این زمانه ی سنگین چگونه نغمه بپاشم؟! بر این جماعت رنگین چگونه گریه نباشم؟! از این تبسم ننگین کجاست قلب تپیدن؟! کجاست باور فردا؟! کجاست وسعت دیدن؟ کجاست پاکی دریا؟! کجاست راه رسیدن؟! کجاست آخر دنیا؟!






















1392/04/29 - 12:08الان با کی بودی دقیقا؟محمد؟
1392/04/29 - 12:09ba shoma boodam dg ... yadet miad manooo? tanha kasi ke mano ignore nakarde bood shoma boodi
mamad letsgo axe bazomo gozashte boodam ... 
1392/04/29 - 12:10













1392/04/29 - 12:11اشتباه گرفتی محمد؟
1392/04/29 - 12:12