یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺗـﻮ ﺟـﺎﺩﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿـﺮﯼ ﺑﻌـﺪ ﺗـﺎﺑﻠـﻮ ﺯﺩﻩ :
“ﺧﻄـﺮ ﺭﯾـﺰﺵ ﮐـﻮﻩ”
ﺧـﻮ ﺍﻻﻥ ﺩﻗﯿـﻘﺎ ﭼـﯽ ﮐـﺎﺭ ﺑﺎﯾـﺪ ﺑﮑﻨﯿـﻢ ؟!
ﺑـﺮﯾـﻢ ؟!
ﻧـﺮﯾـﻢ ؟!
ﭼـﺮﺍﻍ ﺧﺎﻣـﻮﺵ ﺑﺮﯾـﻢ ؟!
ﭘﯿـﺎﺩﻩ ﺷﯿـﻢ ﻫـﻞ ﺑﺪﯾـﻢ ؟!
ﺯﻧـﮓ ﺑﺰﻧﯿـﻢ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺗـﺮﺍﺑـﺮﯼ ؟!
ﻓﺤـﺶ ﺑـﺪﯾـﻢ ؟!
ﺗُـــﻒ ﮐﻨﯿـﻢ ؟!
ﻧﻤﯿـﺸـﻪ ﮐـﺎﺭﯼ ﮐـﺮﺩ ﺧـﻮ !!!
ﺑﻪ ﻧﻈـﺮ ﻣـﻦ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑﻪ ﺟـﺎﯼ ﺍﯾـﻦ ﺗﺎﺑـﻠﻮ
ﯾـﻪ ﺗﺎﺑﻠـﻮ ﺑـﺬﺍﺭﻥ ﺭﻭﺵ ﺑﻨـﻮﯾﺴـﻦ :
ﺑﯿـﺎ ﻭﻟـﯽ ﺍﮔـﻪ ﮐـﻮﻩ ﺭﯾﺨـﺖ ﺭﻭﺕ ﻭ ﺯﻧـﺪﻩ
ﻣﻮﻧـﺪﯼ ﻧﯿـﺎﯼ ﺯﺭ ﻣﻔـﺖ ﺑـﺰﻧـﯽ!!
:|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:04
+4
MiSs Roya
MiSs Roya
اگر یقین دارید روزی پروانه خواهید شد بگذارید دنیا هر چه میخواهد پیله کند ....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:03
+3
sanaz
sanaz
در CARLO
می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:01
+6
sanaz
sanaz
در CARLO
هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره
میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود
منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:57
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺳـﺎﻋـﺖ ﺍﺗـﺎﻕ ﺭﺍ ﺧـﻮﺍﺑـﺎﻧــﺪﻩ ﺍﻡ !

ﺑﯽ ﮐـﻮﮐـــــ ، ﺑـﺪﻭﻥ ﺑـﺎﻃــﺮﯼ

ﺗـﺎ ﺣﺘﯽ ﻫـﻮﺱ ﯾـﮏ ﺛـﺎﻧـﯿـــﻪ ﺣﺮﮐـﺖ
ﻫــﻢ
ﺑـﻪ ﺳﺮﺵ ﻧـﺰﻧـــﺪ . . !

ﮔﻮﺭِ ﭘﺪﺭ ﺩﻗﺎﯾﻖ !

ﺑﯽ ﺗــﻮ ﺑـﻮﺩﻥ ﺷـﻤــﺎﺭﺵ ﻧـﻤـﯿـﺨـﻮﺍﻫـــﺪ ..
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:55
+1
sanaz
sanaz
در CARLO
به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو وا میکرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه …
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم شروع کرد از خوشالی بالا پایین پریدن …
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو ، اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید …
دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب ولی الان چند ساعته بیدار نشده ، یعنی فکر کنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب … مگه نه ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:48
+1
sanaz
sanaz
در CARLO
گفته بودم:که هیچوقت بی من نــــــــرو...
به خیالت به آبادی رســــــــیدی؟؟؟
نـــــــــــــــــــــه!!!!!!!!!!!
چراغی که در سیاهی میدرخشد چشم گرگان بیابان است....
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:45
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﻭﺍﺳﻪ ﺑﻌﻀﯽ ﺧﻮﺍﻫﺮﺍ ﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ،ﻣﻘﯿﻢ
پاتوق ﺩﺍﺭﻡ .
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ : ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﮔﻪ ﭘﺴﺖ ﯾﻪ ﭘﺴﺮﻭ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﻧﯽ
ﻻﯾﮏ ﻫﻢ ﺑﮑﻨﯽ :|
ﺑﺮﺍﺩﺭﻡ : ﻭﻗﺘﯽ ﭘﺴﺖ ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺑﺨﻮﻧﺶ
ﺑﻌﺪ ﻻﯾﮏ ﮐﻦ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﺻﻼ ﻓﺤﺶ ﺑﺎﺷﻪ ﻻﻣﺼﺐ
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:45
+5
sanaz
sanaz
در CARLO
دیگر از این شهر....
میخواهم سفر کنم......
چمدانم را بسته ام........
اگر خدا بخواهد امروز میروم....
نشسته ام منتظر قطار........
اما نه در ایستگاه...
روی ریل قطار........
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:42
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ