یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در CARLO
دنبال کسی میگردم که توی بهار که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم زیر این رگبار و هوای خوش قدم بزنیم؟در جوابم فقط بگه: نیم ساعت دیگه کجا باشم...


توی تابستون که زنگ بزنم بدون هیچ دلیل
بگم: میای بریم خیابون ولیعصر از ونک تا هر جا شد قدم بزنیم؟
در جوابم فقط بگه: ناهار اونجایی که من میگم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:13
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان پشه اومد بهم گفت : سلام، نیشت بزنم ؟
گفتم نه عزیزم مرسی … گفت خواهش میکنم و رفت !
پشه ها چه با ادب شدن !
*
*
*
*
مچکریم [!]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 16:09
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
نزار دوريت بشه عادت . . . ! همين حالا ، يكم ديره . . . ! نگاهت ، طرح لبخندت ، داره از ياد من ميره . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:56
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همین گونه که هستی

بمان

و تنها

به من نگاه کن

نگاه کردن

عشق است...!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:40
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه زیر سبیل زندگی کردیم
زیر سبیل کورش کبیر،
زیر سبیل نادرجهان‌گیر،
زیر سبیلِ نداشته‌ی آغا محمدخان
زیر سبیل قزاقی رضا شصت‌تیر،
زیر سبیل‌های کوتاه شده از بالای لب
با قیچی مذهب
...
برای ما
زیرِ سبیل و زیر هشت فرقی با هم نداشت
و اینترنت آفریده شد در هشتمین روزِ خلقت
تا با هم به سخن درآییم
...
اعتراف می‌کنم به بدوی بودن خود و هم‌نسلانمان
اما اینترنت را چه دیده‌ای؟

شاید ما هم حماسه‌ای تازه آف[!]م
و کاری کردیم جهان، به جهان مجازی ما ایمان آورد!
اینترنت را چه دیده‌ای؟!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:34
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
چایت را بنوش... نگران نباش... از گندمزار مـــــــــــــن و تــــــــــــو... مشتی کاه می ماند.. بــــــــرای بــــــــــــــــــادهــــــــا...
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:22
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه روزی پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون
رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد
یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!! میگه نه !! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونشون بودی عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمدونستم خواهرتو بود !
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد خوابید ولی خواهرمو نشناخت
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اسلام برای رد بت پرستی می‌گوید که آنان چیزی را که با دست خودشان درست کرده‌اند مورد پرستش قرار می‌دهند؛ پس هر چیزی که با دست بشر ساخته و سپس مورد پرستش قرار می‌گیرد بت نامید می‌شود؛ خوب به این تصاویر نگاه کنید، همه‌‌ی این مردم در جهل نگه داشته شده می‌دانند که این بتها (ضریحها) توسط انسانها و با صرف هزینه‌های کلان ساخته شده‌اند، جالب است که خود را ضد بت‌پرستی می‌دانند ولی هر کدامشان سعی دارند که دستمال یا چیزی مانند این را به این بت بمالند؛ عجیب اینجاست که اگر به ایشان بت‌پرست بگوئی ناراحت می‌شوند:
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 15:02
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گرمای چادر
گرم است……….. خیلی !

راستش را بخواهی تحملش سخت است …..

اما میدانی گرمای چادرم را چگونه صبوری میکنم ؟؟؟؟؟؟

وقتی به یاد می آورم چادرم برای تو آرامش روح می آورد صبور میشوم !

نه ! …… نه ! خیال نکن منتی هست! منتی نیست !


.

.

. اما تو را به خدا……!

تو هم مواظب نگاهت باش تا هوا گرم تر نشود !

من به غیرت مردان سرزمینم ایمان دارم .
2 دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 14:56
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دختر نمیدانست چه راهی را انتخاب کند... پدرش آخرین حرفش را زده بود..... او باید بین ثروت پدر و عشق بی پول خود ، یکی را انتخاب می کرد. او پسر بی پول را انتخاب کرد.... ولی حالا درمانده و خجالت زده راه خانه پدر را درپیش گرفته. پسر او را بدون ثروت پدر نمی خواست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/7 - 14:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ