یافتن پست: #اه

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
برای به دام انداختن میمون ها ،گردویی در کوزه انداخته وزمانی که میمون کوچولو دستش را در کوزه کرده تا با ولع تمام گردو را در بیاورد ،دست مشت شده اش در کوزه گیر می کند و 99 درصد اوقات او حاضر نیست گردو را رها کند تا دستش آزاد شود ...پس می نشیند تا بیایند و او را به اسارت برده یا سر ببرند .
همه آنچه می خواهم بگویم ،این است...اگر در زندگی گیر کرده ای ،رکود وجودت را به آتش کشیده و اسیر دو دو تا چهار تا شده ای ...مشتت را باز کن! گردو یی که اسیرت کرده را بیانداز!گاهی دو دو تا چهار تا جواب نمی دهد .
باور کن این تنها شرط رهایی توست .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 16:01
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
زن: میشه توی کار باغچه کمکم کنی؟
مرد: تو فکر کردی من باغبانم؟
زن: میشه توی تعمیر دستگیره در کمکم کنی؟
مرد: تو فکر کردی من نجارم؟
بعد از ظهر مرد از سر کار بر میگردد و میبیند همه چیز درست شده است .
مرد: کی دستگیره در رو درست کرد و باغچه را رو به راه کرد؟
زن: مرد همسایه و در ازاش ازم خواست یا یک همبرگر بهش بدم یا یک لب!
مرد : حتما تو بهش همبرگر را دادی!
زن: تو فکر کردی من گارسون رستورانم؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:58
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گیسوانـــم

نــــوازش

دستــــی

را می خواهــد

با طعـــــم

نـــــاز نه نیـــاز!!!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:55
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تو حرفت را بزن ....!
چه کار داری که باران نمی بارد ...؟!!!
اینجا سالهاست که دیگر به قصه های هم گوش نمی کنند
دست خودشان نیست .....
به شرط چاقو به دنیا آمده اند
و تا پیراهنت را سیاه نبینند
باور نمی کنند چیزی از دست داده باشی ....!!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:45
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چقدر دلم می خواهد نامه بنویسم..

تمبر و پاکت هم هست..

ویک عالمه حرف..

کاش! کسی ٬ جایی٬ منتظرم بود.
5 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:41
+5
امید
امید
دستم را قلم میکنم و قلمم را از دست نمیگذارم
چشمهایم را کور می کنم
گوشهایم را کر می کنم
پاهایم را میشکنم
انگشتهایم را بند بند می برم
و لبم را می روزم...
اما قلمم را به بیگتنه نمیدهم
علی سریعتی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 15:39
+2
سحر
سحر
هیچوقت با شنیدنِ یه جمله در مورد کسی قضاوت نکن. برای هممون پیش اومده که گاهی حرفهایی زدیم که برخلاف اعتقادات یا تفکراتمون بوده.
بهش مهلت بده بذار خودش رو ثابت کنه بهت. اونی که داری در موردش قضاوت میکنی دیوار نیست، یه آدمه که دل داره و دوست نداره در موردش اشتباه قضاوت بشه.
یه لحظه خودت رو بذار جای اون، اونوقت میفهمی منظورم چیه!
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:48
+13
نیوشا
نیوشا
قايقی خواهم ساخت‌، خواهم انداخت به آب‌، دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ كسی نيست كه در بيشه عشق، قهرمانان را بيدار كند
قايق از تور تهی، و دل از آرزوی مرواريد
هم چنان خواهم راند. نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دريا-پريانی كه سر از خاك به در می آرند...
هم چنان خواهم راند
هم چنان خواهم خواند: دور بايد شد، دور

سهراب
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:40
+12
afsaneh heidari
afsaneh heidari
یه وقتایی خودم و بغل میکنم و میگم غصه نخور دیوونه من که باهاتم {-20-}
2 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 13:58
+8
نیوشا
نیوشا
تنهایی یعنی ر اه می روم
و شهر زیرِ پاهایم تمام می شود
« تو »
هیچ کجا نیستی...!! """"
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 13:21
+12

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ