یافتن پست: #اه

aB'Bas S
aB'Bas S
بوی عیدی، بوی توپ
بوی کاغذ رنگی
بوی تند ماهی دودی، وسط سفره نو
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم
یا اینا خستگیمو در می کنم

شادی شکستن قلک پول
وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
بوی اسکناس تا نخرده لای کتاب
با اینا زمستونو سر می کنم
یا اینا خستگیمو در می کنم
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 11:00
+10
afsaneh heidari
afsaneh heidari
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من/من خودم هستم و یک حس غریب/که به صد عشق و هوس می ارزد...
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 02:04
+5
afsaneh heidari
afsaneh heidari
چه نقاش ماهری است

فکر و خیال

وقتی که دانه دانه موهایت را سفید می کند . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:39
+4
afsaneh heidari
afsaneh heidari
خیانت یک اشتباه نیست

درست‌ترین اتفاق در یک رابطهٔ اشتباه است . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:36
+5
afsaneh heidari
afsaneh heidari
پایان عشق واقعی گریه نخواهد بود ، چون عشق واقعی پایانی نخواهد داشت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:29
+4
مهسا
مهسا
من ایده آلیست نیستم،... باور کن نیستم،
چیزی که میخوام اصلا بزرگ و آرمانی نیست!
یه چیز ساده میخوام.... آرامش!
بفهم... خسته م از اینهمه دلتنگی
به قول تو بی مورد اما بنظر خودم منطقی
که نه کم میشه نه تموم.
دلتنگ حضور آدمیم که منو برای خودم بخواد،
منو دوست داشته باشه
با تمام خصلت های خوب و بدم...
آدمی که وقتی غمگینم
دوستانه سرمو روی شونه هاش بگیرهه
و با مهربونیش آرومم کنه
کسی که با یه نگاه مهربون و عمیقش
غم عالم از یادم بره
و با یه لبخند مطمئنش دلم پر بشه از باور؛
کسی که شبها آخرین کارش گفتن شب به خیر باشه
و اولین کارش بعد از بیداری فرستادن
یه صبح به خیر از ته دل!!!
کسی که از ته دل تمام این کارای ساده رو برام بکنه
نه برای ......
اینا واقعا ایده آلیست بودن رو می رسونه؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:29
+7
afsaneh heidari
afsaneh heidari
زندگی حکمت اوست چند برگى را تو ورق خواهی زد مابقی را قسمت ،

قسمتت شادی باد!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:26
+7
مهسا
مهسا
خدایا ........
من تظاهر و پنهان کاری بلد نیستم.
به بزرگی خودت قسم که نمیخوام هم بلد باشم.
خدایا دنیای سومی هم داری
که بتونم اونجا آزادانه خودم باشم ؟!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:20
+7
vahid
vahid
سلام. من vahid هستم، از اعضای جدید ... :)
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:11
+1
ronak
ronak
هی لعنتی
صدایت را از گوش من پس بگیر ...
من به گریه هایم نان قرض میدهم که التماس تو را نکنند ....
تا تو از پیش آبرویم نروی ........
این روز ها که میخواهی بی اجازه از چشمان من بیفتی ....
به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند بگو :
حقیقت و حقارت از یک حرف مشترک شروع میشوند
اما من با کسی جز بی کسی هایم حرف مشترک ندارم .......
من دسته گلی هستم که خدا به آب داده (نه پدر)
تا تعادل این کره خاکی
زیر پای دلقکی هایش بر هم نخورد ..............
بگذار همان کودکی هایم را قرقره کنم ....
و دست دست کنم .... تنها پاستیل به جا مانده از کودکی هایم را
که تا دهان میبرمش..... گریه ام میگیرد
مبادا آخرین خاطره ی دختر ِ کودکیهایم را خورده باشم.........................
.
.
.
خطاب به تمام آنها که در بیرون ِ من در رفت و آمدند :
لطفا مرا هر کجا که دیدید آدم حساب نکنید ....
اما بگذارید
بی کسی ام دوباره مرا به نام کوچکم صدا بزند ....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/29 - 01:10
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ