ronak
اسمش را هرچه می خواهی بگذار
به همین سادگی اتفاق می افتد می آید
و توی قـــ ــلــــ ــبـــــ ـت آرام می نشیند
و دیگر هیچکس را نمی بینی
حالا تـــــــ ــــــو
اسمش را هرچه می خواهی بگذار...
ebrahim
با توجه به نزدیک شدن چهارشنبه سوری
قبل از پریدن از روی آتش به موارد زیر توجه کنید:
۱ سایز خشتک
۲ زاویه پرش
۳ استفاده از شورت مامان دوز در زیر شلوار
۴ دوری از هر گونه هیجان و جو زدگی علی الخصوص جلوی دخترا
۵ فاصله مناسب تا شعله های آتش در هنگام پرش
۶ توکل به خدا
آبروی شما آبروی ماست ….
ابی ..
مسئول ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه اهالی بیا تو یونی
Saman Mlh
کودکی که لنگه کفشش را دریا از او گرفته بود ؛
روی ساحل نوشت :
دریا دزد کفشهای من...
مردی که از دریا ماهی گرفته بود ،
روی ماسه ها نوشت:
دریا سخاوتمندترین سفره هستی...
موج آمد و جملات را با خود شست...
تنها برای من این پیام را گذاشت که ؛
برداشتهای دیگران در مورد خودت را ، در وسعت
خویش حل کن تا دریا باشی...
قصۀ شیرین
مهرورزان ز زمان های کهن
هرگز از خویش نگفتند سخن
که در آنجا که تویی
برنیاید دگر آواز زِ من!
ما هم این رسم کهن را بسپاریم به یاد
هر چه میلِ دلِ دوست،
بپذیریم به جان؛
هر چه جز میلِ دلِ او،
بسپاریم به باد!
آه!، باز این دل سرگشتۀ من
یاد آن قصه شیرین افتاد:
بیستون بود و تمنای دو دوست.
آزمون بود و تماشای دو عشق.
در زمانی که چو کبک،
خنده می زد شیرین،
تیشه می زد فرهاد!
نه توان گفت به جانبازیِ فرهاد: افسوس،
نه توان کرد ز بیدردیِ شیرین فریاد.
کار شیرین به جهان شور بر انگیختن است!
عشق در جان کسی ریختن است!
کار فرهاد، برآوردن میلِ دلِ دوست
خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
خواه با کوه درآویختن است.
رمز شیرینی این قصه کجاست؟
که نه تنها شیرین، بی نهایت زیباست
آن که آموخت به ما درس محبت می خواست:
جان چراغان کنی از عشق کسی
به امیدش ببری رنج بسی،
تبو تابی بُودَت هر نفسی.
به وصالی برسی یا نرسی!
سینه بی عشق مباد
(فریدون [!])
هر که با ما نیست ...
گفته می شد: "هر که با ما نیست با ما دشمن است!"
گفتم: آری، این سخن فرمودۀ اهریمن است!
اهل معنا، اهل دل، با دشمنان هم دوستند،
ای شما، با خلق دشمن، قلبتان از آهن است؟
(فریدون [!])
ای جونم قمیشی
1390/12/22 - 12:48