یافتن پست: #اه

reza
reza
هیزم شکنی مشغول قطع کردن یه شاخه درخت بالای رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه.
وقتی در حال گریه کردن بود، یه فرشته اومد و ازش پرسید: چرا گریه می کنی؟
هیزم شکن گفت: تبرم توی رودخونه افتاده.
فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید:آیا این تبر توست؟
هیزم شکن جواب داد: نه
فرشته دوباره...

به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
دوباره، هیزم شکن جواب داد: نه.
فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار با یه تبر آهنی برگشت و پرسید: آیا این تبر توست؟
جواب داد: آره.
فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد.
روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رودخونه راه می رفت زنش افتاد توی همان رودخانه. هیزم شکن داشت گریه می کرد که فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه می کنی؟ اوه فرشته، زنم افتاده توی آب.
فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید: زنت اینه؟ هیزم شکن فریاد زد: آره!
فرشته عصبانی شد. تو تقلب کردی، این نامردیه
هیزم شکن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. می دونی، اگه به
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:35
+2
reza
reza
کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:31
+1
mehdy
mehdy
او پیازی چیست؟ سوپ لری که از نظر خاصیت با خاویار برابری می کنه! و اهل خانه پس از صرف غذا با جمله سگ برینه د مینس از ننه شون تشکر می کنن!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:16
+2
-1
maryam
maryam
در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد{-7-}
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 20:06
+6
mehdy
mehdy
دختر لره به ننه‌اش می گه ننه ای اسب سفید رویاها شیه. ننه‌اش می گه روله یه خر سیاهیه مث بابا خیر نیدت!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:55
+3
-1
mehdy
mehdy
لره با یک نفر همسفر بود. ازش پرسید آقا نومت چنه؟ بنده خدا جواب داد یوسف.
- به‌به‌یوسف نام پیامبر!
-شغلت چنه؟
-زنبوردارم!
- به‌به زنبورداری شلغ خوبیه عسل خیلی خاصیت داره!
- کجا ایری؟
-اهواز!
- به‌به اهواز عجب شهر زیبایی!
-کرمیت داری؟
-نه!
- نه و نگمه! یوفس هم شد اسم! مردیکه پخچه باز سگ د ای گرما ایره اهواز!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:39
+3
Tiam Mohseni
Tiam Mohseni
چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت....... تلخ کردن زندگی خود بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سپری مـی کـند{-28-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:38
+3
maryam
maryam
قدقدقدا قدقدقدا قدقدقدا قدقدقدا افرين همينطوري ادامه بدي فرداتخم ميكني جوجه!
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:36
+7
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
باید که لهجه کهنم را عوض کنم
این حرفِ مانده در دهنم را عوض کنم
یک شمعِ تازه را بسرایم از آفتاب
شمع قدیم سوختنم را عوض کنم
هرشب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم
بردار شعر های مرا مرهمی بیار
بگذار وصله های تنم را عوض کنم
بگذار شاعرانه بمیرم از این سرود
از من مخواه تا کفنم را عوض کنم
من که هنوز خسته باران دیشبم
فرصت بده که پیرهنم را عوض کنم
علی داوودی
{-31-}چطوری عوض کنم؟!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:35
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
یک شبی مجنون نمازش را شکست

بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده ای زد بر لب درگاه او

پر زلیلا شد دل پر آه او
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای

بر صلیب عشق دارم کرده ای
جام لیلا را به دستم داده ای

وندر این بازی شکستم داده ای
نشتر عشقش به جانم می زنی

دردم از لیلاست آنم می زنی
خسته ام زین عشق، دل خونم مکن

من که مجنونم تو مجنونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم

این تو و لیلای تو … من نیستم
گفت: ای دیوانه لیلایت منم

در رگ پیدا و پنهانت منم
سال ها با جور لیلا ساختی

من کنارت بودم و نشناختی
عشق لیلا در دلت انداختم

صد قمار عشق یک جا باختم
[!] آوارهء صحرا نشد

گفتم عاقل می شوی اما نشد
سوختم در حسرت یک یا ربت

غیر لیلا برنیامد از لبت
روز و شب او را صدا کردی ولی

دیدم امشب با منی گفتم بلی
مطمئن بودم به من سرمیزنی

در حریم خانه ام در میزنی
حال این لیلا که خوارت کرده بود

درس عشقش بیقرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم

صد چو لیلا کشته در راهت کنم.
27 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 19:10
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ