یافتن پست: #اه

sasan pool
sasan pool
در دل اتش نشستن کار اساني نبود راه را بر اشک بستن کار اساني نبود
با غروري هم قدوبالاي اسمان بارها در خود شکستن کار اساني نبود‬ {-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 18:43
+3
sasan pool
sasan pool
Jamal Molaee 1:57pm Mar 8

‫دریا هم که باشی
هر چقدر بزرگ
هرچقدر عمیق
روزی روزگاری
اتش دلت
فوران می کند
موج دردهایت
بالا میرود
نعره می کشد
می خروشد
پیش می رود ومی رود
ومعلوم نیست
ساکنان
کدام
ساحل نزدیک به تورا
در هم
خواهدکوبید............‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 18:36
+3
poria
poria
لره داروخونه داشته، یك روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسك كش جدید رسید! خلاصه بعد یك مدت یك بابایی میاد تو میگه: ببخشید، جریان این سوسك‌كش جدید چیه؟ این خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه. شما این دارو رو میریزید تو یك قطره چكون، بعد كشیك میكشید تا سوسكها رو بگیرید. هر سوسك رو كه گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچكونید، بعد از یك مدت سوسكها كور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن!! یارو كف میكنه، میگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگیریم كه همونجا درجا می‌كشیمشون! لره میره تو فكر، بعد یك مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه!!!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 18:24
+1
reza
reza
نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . . دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . . به دست ِ خیــــــــــــــــس ِ باران داد !
کبوترها که جز پرواز ِ آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار ِ میـــــــــــــله ها . . . با دانه ای گنــــــدم . . . به او تعلیم ِ مانـــــــــــدن داد !.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:56
+3
mah3a
mah3a
عاشــقٍ آن لحــظه ام که کنارت هستــــم
و کودک درونـــــــم از اشتياق با تـــو بودن
مي خواهد زمين و زمان را بهـم بريزد !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:51
+6
reza
reza
تو ای شکوهمند من
شکوه دلپسند من
تو آن ستاره بودی
که مهر آسمان شدی
زمهر برترآمدی
فرازکهکشان شدی

به دره ها نگاه کن
به ژرف دره ها نگر
به تکه سنگهای سرد
به ذره ها نگاه کن
به من بتاب
که سنگ سرد دره ام
که کوچکم
که ذره ام
به من بتاب
مرا زشرم مهر خویش آب کن
مرا به خویش جذب کن
مرا هم آفتاب کن

حمید مصدق
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:47
+3
reza
reza
خداوندا رفیقم را تو یاری کن پناهش باش و درحقش توکاری کن، الهی هرچه میخواهد نصیبش
کن ، خدایا بر لبش لبخند جاری کن

به یاد هم بودن قشنگ ترین هدیه ایست که نیاز به با هم بودن نداره
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:43
+2
reza
reza
چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:33
+4
mah3a
mah3a
بچه قنداقی که بودم دو تا خواهرام سرِ بغل کردن من دعواشون میشه باهم ، منو بین زمین و هوا ول می کنن با مخ میخورم زمین، زِرتم در میره!
الان خاطرات دوران زیر 5 سالگیم یادم نمیاد :))
عوارض دیگه شو نمیدونم ، الان فرندام میان میگن..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:27
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
خلاقیت رو نگاه!!!!!
{-28-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/18 - 17:23
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ