ashkan
يک اصفهاني چايي مياره براي مهموناش ولي قند نمي ياره مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بخوريد يه بچه اي ميرد تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره مي گه: من گفتم چاي با قند بخور نه چاي شيرين
ashkan
: [!] پاشو میزاره رو پای یه نفر ، یارو میگه : هی بیشعور مواظب باش
یهدفه همه به [!] نگاه میکنن [!] میگه : چیه ؟؟! بیشعور ندیدین !!!؟؟
M 0 R i c A R L0
یه دوست دخترم نداریم که...............
ashkan
: تركه و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو همدانيه ميبينه دارن يه جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لاالهالاالله گويان ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه ميبينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر رو ميگيره و ميره تو. تركه خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر
ميبينه پشت بهشت ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در بهشت. دربونه ميپرسه: چيكار داري؟ تركه ميگه: كوري نميبيني مفقود الاثر آوردم ؟!!
ashkan
لره دیش ماهوارشو میذاره روی پشت بوم، روش مینویسه: کولر
ashkan
لره با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم اینقدر نزدیکه با ماشین میومدم
parham
از غضنفر ميپرسن ماه عسل خوش گذشت؟ ميگه خيلي.
ميگن پس چرا عروس گريه ميكنه؟
ميگه آخه يادم رفته بود ببرمش !
parham
عشق از ديدگاه معلمين
دبير زيست:عشق مرضي است كه ميكروب آن از راه چشم وارد بدن مي شود.
دبير شيمي : عشق تنها اسيدي است كه در قلب اثر دارد.
دبير ديني : عشق يك مو هبت الهي است كه خداوند بر بندگانش
هديه كرده است
دبير رياضي : نسيت عشق به بدن مثل نسبت خون به بدن است.
دبير ادبيات : عشق بايد مثل عشق ليلي و مجنون باشد.
دبير ورزش : عشق يك توپ فوتبال است كه به دروازه هر قلبي اثابت
مي كند
parham
عشق نمی پرسه تو کی هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله منی . عشق نمی پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کني؟ فقط ميگه: باعث می شی قلب من به ضربان بيفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با منی . عشق نمی پرسه دوستم داري؟ فقط ميگه: دوستت دارم .
parham
هميشه چنين بوده است
کسي را که خيلي دوست داري، زود از دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا، بال ميگيرد و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي