یافتن پست: #اه

ronak
ronak
در پی حراج لباسهای زیر ملکه ی انگلستان
پادشاه عربستان نیز زیرشلواری خود را به حراج گذاشت
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 18:45
+5
حمید
حمید
از برادران یوسف پرسیدن وقتی یوسف را در چاه انداختین چه گفت : گـُــفــت شــِـلــپ !

{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 18:21
+3
حمید
حمید
یه بار یه مرده با زنش قهر میکنه بهش زنگ میزنه میگه خانم غذا چی داریم؟
خانم با عصبانیت میگه:زهر مار
مرده میگه خوبه خواستم بگم من ناهار نمیام خودت بخور!

{-16-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 18:19
+3
ronak
ronak
ااااااااااااهههههههههه. بدبخت بچه.حالا چرا اونجا نشسته این چنگاله
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 18:06
+5
حمید
حمید
گاه نميدانم چه پيامي را بهانه كنم تا از حال آنكه دلم با اوست آگاه شوم، اين بار كه دلتنگي را بهانه كردم فردا را چه كنم؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:48
+4
ronak
ronak
پشه ي عزيز...
چرا نمياي نيشت رو بزني و بعدش گورت رو گم کني؟
چرا ويز ويز ميکني تو گوشم؟
چرا اين قرص آبي رنگ، هيچ تاثيري روي تو نداره؟
اينارو نوشتم و گذاشتم کنار تختم...
فرداش ديدم با يه خط ريز قرمز زيرش نوشته:
مرتيکه ابله، اون دستگاه رو بايد بزني تو برق...
اينقدرم شبا تو تختت سيگار نکش، خفه ام کردي...
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:39
+4
حمید
حمید
سلام به اون اهل دلي كه بي ريا و باصفاست.. قلب پر محبتش هميشه با ياد خداست.. دور باشه از وجودتون هر چي غم و هر چي بلاست.. گفتم سلامي عرض كنم نگي فلاني بي وفاست.{-22-}{-35-}{-35-}{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:36
+4
حمید
حمید
مزن بر سر ناتوان دست زور...پ نه پ! بزن سنگ بر سرش از راه دور!!! {-19-}
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:32
+5
parham
parham
صدای یک بوسه به بلندای صدای گلوله ی توپ نیست اما انعکاس ان مدت زیادی باقی خواهد ماند
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:11
+4
parham
parham
از ديروزها به دنبالت دويدم و به اميد ديدارت به امروز رسيدم ولي افسوس...!

افسوس که تو به فرداها سفر کردي
دیدگاه  •   •   •  1390/12/2 - 17:08
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ