یافتن پست: #اه

ashkan
ashkan
غضنفر عینک آفتابی میزنه میره بیرون خواهرشو میبینه میزنه زیره گوشش.. میگه: اینوقت شب بیرون چیکار میکنی؟! خواهره میگه عینکتو بردر!! عینکو بر میداره دوباره میزنه زیره گوشش میگه از دیشب تا حالا اینجا چه غلطی میکنی؟؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:52
+4
ronak
ronak
در Romantic
تو را گم کرده ام انگار نیستی،نه صدایی از تو است و نه نگاهی پس بگو چرا نمیکنی از من یادی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:51
+3
ronak
ronak
در Romantic
تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی آنقدر غرق ظلماتم که سایه ای هم برایم نمانده !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:34
+5
ronak
ronak
در Romantic
بند نمی آید دوست داشتنت ! مثل آنکه شاهرگ احساسم را بریده باشی !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:33
+5
ronak
ronak
در Romantic
دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:26
+4
-1
gha3m
gha3m
در سينه دلي به وسعت غم دارم / بر زخم دلم نياز مرهم دارم هر چيز براي خود فراهم کردم / در زندگي ام تو را فقط کم دارم . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:24
+4
ronak
ronak
در Romantic
نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند ، می گویند حساسیت فصلی است ، آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:22
+5
ronak
ronak
طرف میره سوپر مارکت میگه آقا نوشابه دارید ؟ مغازه داره میگه مشکی ؟ طرف میگه : پَ… مغازه داره میگه : کوفت ، زهرمار ، گمشو بیرون ! طرف میگه صبر کنین کامل بگم ! پنیرم دارید ؟ مغازه دار کلی عذرخواهی میکنه و میگه پنیر کیلویی میخواید ؟ طرف میگه : پَ نَ پَ متری میخوام !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:10
+4
ronak
ronak
آب خونه قطع شده بود. بعد که وصل شد یه آب زرد از شیر میومد. می پرسه زنگ لوله هاست؟ پـَـــ نــه پـَـــ سازمان آب واسه عذرخواهی اولش آب پرتقال می فرسته
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 00:09
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ