یافتن پست: #اه

gha3m
gha3m
ناگهان آيينه حيران شد گمان کردم تويي / ماه پشت ابر پنهان شد گمان کردم تويي اي نسيم بي قرار روزهاي عاشقي / هر کجا زلفي پريشان شد گمان کردم تويي . . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/2 - 10:34
aB'Bas S
aB'Bas S
طریقه جدید لایک گرفتن اکــثر پیج ها : _____________________________ 1- هرکی مامانشو دوست داره لایک کنه 2- هر کی باباش رو دوست داره لایک کنه 3- ارواح خاک پدرت لایک کن ... ... 4- لایک جهت کمک به بیمار سرطانی 5- هر کی با دوست دخترش قهره لایک کنه 6- هر کی بچگیا سرپا جیش کرده لایک کنه 7- هرکی تو 6 ماه اخیر دستشو کرده تو دماغش لایک کنه 8- ايشالا يه زن خوب پيدا كني لايك كن 9- هر كي مدرسه رفته لايك كنه 10- سلامتي پدري كه صبحا از خواب پا ميشه لايك كنيد 11- با معرفتاش لایک کنن 12- مي ميري لايك كني؟ بزن لايكـــــو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:23
+1
aB'Bas S
aB'Bas S
در من فیلی هست که گاهی دلش هوای هندستون را می کند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:07
+3
ronak
ronak
خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم تمام تن شدم زخمی ز تیغ همقطارانم خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:05
+4
ronak
ronak
از یک عاشق شکست خورده پرسیدم: بزرگ ترین اشتباه؟ گفت عاشق شدن گفتم بزرگ ترین شکست؟ گفت شکست عشق گفتم بزرگترین درد؟ گفت از چشم معشوق افتادن گفتم بزرگترین غصه؟ گفت یک روز چشم های معشوق رو ندیدن گفتم بزرگترین ماتم؟ گفت در عزای معشوق نشستن گفتم قشنگ ترین عشق؟ گفت شیرین و فرهاد گفتم زیبا ترین لحظه؟ گفت در کنار معشوق بودن گفتم بزرگترین رویا؟ گفت به معشوق رسیدن پرسیدم بزرگترین ارزوت؟ اشک تو چشماش حلقه زدو با نگاهی سرد گفت: ( مرگ)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:04
+4
ronak
ronak
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم نرو..... نگذار دوباره تنها شوم.... نرو.....
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:03
+4
ronak
ronak
هَــرکه مــی خــواهـی بـــاش ایـن عادت مُـــشتَــرک انسـانهــاســت تـــو نیـ ــز ، روزی ســاعـتی لـَحظــه ای احــساس خـواهـی کـرد کـــه . . . هیــچکـَـس دوسـتت نَــدارد !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 23:02
+3
ronak
ronak
حالا که تمام راه را آمده ام ، حالا کـه تـا تــو هیچ نمانده ، چقدر دیر یادَش آمد خـُدا کـه ما قسمت هم نیستیم !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:45
+2
ronak
ronak
میخواهم به عقب برگردم درتلاقی گریه و سکوت، از نو شروع کنم تار بزنم و در ترکیب رنگ ها فقط به قرمز برسم جاهایمان را عوض کنم .........جاده را برای خودم انتظار را برای تو بکشم اگر به عقب برگردم این بار تویی ،که می مانی منم،که میروم کاش می شد به عقب برگردم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:44
+1
ronak
ronak
سلام اول بود شروع قصه ما به یادت هست پریزاده رویاها: (قرارمان باشد تا اخرینه فرداها) رفتی و شکستم داد تمام فاصله ها رها شدی از چرخش ساعت ها شکستم بعده تو تمام عقربه ها.. شب است و باز چشمک ستاره ها کجا بروم.. فراموش شود این خاطره ها ارزو بکن به جای فرداها بمیرم و زنده شود.. دوباره رویاها
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:42
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ