یافتن پست: #اه

محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
داره الاغه رو میزنه میگم نزن.میگه چون گناه داره؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ میترسم عاق والدین بشی
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:50
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
فیوز خوابگاه پرید، همه لامپا خاموش شدند، رفتم تو سالن به نفر با تعجب میگه: برقا رفتن؟ میگم: پـَـ نـَـ پـَـ (برقا) نشستن تو پذیرایی منتظرن تو چایی بیاری روشن بشن
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:50
+1
مهسا
مهسا
آنگاه که غرور کسی را له می کنی* آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی* آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی* آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری* آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی^ آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ^ می خواهم بدانم، دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی ؟! تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟!{-39-}{-39-}
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:16
+4
mina_z
mina_z
اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی اگر روزی تهدیدت کردند بدان در برابرت ناتوانند اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالا ست اگر روزی ترکت کردند بدان باتو بودن لیاقت می خواهد
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 23:10
+8
مهسا
مهسا
حالم گرفته از این شهر که آدم هایش همچون هوایش ناپایدارند .... گاه آنقدر پاک که باورت نمی شود گاه آن چنان آلوده که نفست می گیرد !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 22:45
+4
مهسا
مهسا
این روزا دنیا شده مثل کتابخونه...هر کی میاد یه دل دیگه رو واسه یه مدت قرض می گیره یه خورده باهاشه بعد میاد پس میده و دوباره یکی دیگه.....به سلامتی دنیا و نامردیاش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 22:42
+2
مهسا
مهسا
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند به جای شمع, گرد چراغ های بی احساس خیابان ها می گردند...!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 22:41
+2
عسل ایرانی
عسل ایرانی
جلوی آيينه ايستادم به خودم نگاهی كردم اشک از چشمانم سرازير شد به خودم گفتم تو تنها نيستی من با توام تا آخرش
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 22:41
+4
مهسا
مهسا
راه كــه مــي روم, مــدام بــر مي گــــردم پشت ســـرم را نگــــاه مي كنـم ديــوانـــه نيستــــم خنجـر از پشت خورده ام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 22:29
+3
امیرحسین
امیرحسین
گفتم خانوم ببخشيد, گفت آقا مزاحم نشو, گفتم مي خواستم يه آدرس بپرسم, گفت خودتي , دوست پسراي قبليمم همه همينو مي گفتن, گفتم باشه ببخشيد, گفت حالا ناراحت نشو, شمارتو بده ولي خيلي احتمالش کمه زنگ بزنم , گفتم خانوم اشتباه گرفتيد, من اين قصد و نداشتم, گفت خودتو لوس نکن, بيا اين شماره ي منه ,ولي 8 شب به قبل زنگ بزن,
دیدگاه  •   •   •  1390/10/25 - 22:24
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ