یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

داشتم با ماشینم می رفتم سر کار که موبایلم زنگ خورد،گفتم بفرمایید.الووووو.....

فقط فوت کرد!:

گفتم اگه مزاحمی یه فوت کن اگه می خوای با من دوست بشی دو تا فوت کن،
دو تا فوت کرد...

گفتم اگه زشتی یه فوت کن،اگه خوشگلی دو تا فوت کن،دو تا فوت کرد...

گفتم اگه اهل قرار نیستی یه فوت کن اگه هستی دو تا فوت کن،دو تا فوت کرد...

گفتم من فردا میخوام برم رستوران شاندیز،اگه ساعت 12 نمیتونی بیای یه فوت کن،
اگه میتونی بیای دو تا فوت کن.دوباره دو تا فوت کرد...

با خوشحالی گوشی رو قطع کردم.فردا صبحش حسابی به خودم رسیدم،

بهترین لباسامو پوشیدم و با ادکلن دوش گرفتم،تو پوست خودم نمی گنجیدم،
فکرم همش تو قرار امروز بود.

داشتم از خونه در میومدم که زنم صدام کرد و گفت:ظهر ناهار میای خونه؟

اگه نمیای یه فوت کن،اگه میای دو تا فوت کن!!!!!!!!!!!

دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 17:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 16:35
+5
محمد
محمد
یـه زن هم نـداریـم بـیـاد بـگـیم عـزیـزم...
زن زنـدگی مـن...

مـامـان اون تـولـه سـگـای فـرداهـای مـن...!

عـشـق مـن...

عـمـر مـن...

روزت مـبـارک...!

خـوو ایـن چـه وضـیـه؟؟؟

خـدا رو خـوش مـیـاد؟؟؟

وجـدان داریـن آخـه شـمـا لـاکـردارا؟؟؟

قـوم الـظـالـمـیـن!!:|
دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 15:01
+4
محمد
محمد
مادر!

در ستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت.


 روزت مبارک

دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 13:45
+4
محمد
محمد


 



گاهی باید نبخشید کسی را که بارها  وبارها او را بخشیده ای...



 باید سرد شد. باید رهایش کرد و رفت تا بداند اگر مانده ای رفتن را هم بلدی


3 دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 13:36
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/31 - 10:09
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
{-35-}دوستای گلم{-35-}

{-35-}خانوما روزتون مبارک{-35-}

{-35-}آقایون عیدتون مبارک{-35-}

{-35-}ممنونم از همراهیتون{-35-}

{-35-}دوستتون دارم{-35-}

{-35-}مراقب خودتون باشین{-35-}

{-35-}از کنار و سایه برید{-35-}

{-35-}شب همگی عالی{-35-}
آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1393/01/30 - 21:46]
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/30 - 21:45
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/30 - 19:00
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آقای مجری :اگه یکی دستشو آورد جلو یعنی؟
فامیل :می گیم دستتو بکش!
ببعی :می لیسیم
آقای مجری :نه ما هم دستمونو می بریم جلو و باهاش دست می دیم..
حالا اگه دستشو نیاورد جلو چی؟
پسرعمه زا :ما دستمونو می بریم جلو می کنیم تو نافش!
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/30 - 18:54
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
2 دیدگاه  •   •   •  1393/01/30 - 18:53
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ