یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
علی میگه یه بار رفتم باشگاه بدنسازی اسم نوشتم مربیه همون روز اول بهم

یه رژیم داد صبح باس یه خرما لیس میزدم ؛ اونوخت شب به

همون خرمای صبح خیره میشدم !!!

سه روز رفتم بعدش به این نتیجه رسیدم مرد باس معرفت داشته

باشه نه بازوی ستبر !
دیدگاه  •   •   •  1394/03/28 - 17:36
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/03/28 - 17:32
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نامه ای كوتاه به پول
.
.
.
.

سلام
ما رو نمیبینی خوشحالی؟؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1394/03/28 - 17:29
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/03/25 - 18:14
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
♥ﺩﻧﯿﺎ ﺑــــــــــﺪ ﻧﯿﺴﺖ !!
♥گﺎﻫﯽ ﯾﮏ ﻧﻔـــــــــﺮ
♥ﺑﺎ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾــــــــــﺶ
♥ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫــــــــــــــــــﺶ
♥ﺑﺎ ﮐﻼﻣــــــــــــــــــﺶ
♥ﺑﺎ ﻭﺟــــــــــــــــــﻮﺩﺵ
♥ﺑﺎ ﺑﻮﺩﻧـــــــــــــــــــﺶ
♥ﺑﻬﺸﺘﯽ ﻣﯿﺴﺎﺯﺩ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺮﺍﯾﺖ
♥ﮐﻪ ﺩﯾﮕـــــــــــــــــــــــــــــﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻭ
♥ﺑﻬﺸــــــــــــــﺖ ﻭﺍﻗﻌــــــــــــﯽ ﺭﺍ ﻫــــــــــــــﻢ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫـــــــــــــــــــــــــــﯽ !!!!
دیدگاه  •   •   •  1394/03/22 - 18:08
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یک شلوار سفید دوست داشتنی داشتم که یک روز ابری پوشیدمش و موقع بازگشت به خانه باران گرفت... گلی شد. و من بی خیال پی اش را نگرفتم به هوای اینکه هر وقت بشویم پاک می شود، ولی نشد... بعدها هر چه شستمش پاک نشد؛ حتی یکبار به خشکشویی دادم که بشویند ولی فایده نداشت! آقایی که توی خشکشویی کار میکرد گفت: "این لباس چِرک مرده شده!" گفت: "بعضی لکه ها دیر که شود، می میرند؛ باید تا زنده اند پاک شوند!" چرک مُرده شد... و حسرت دوباره پوشیدنش را به دلم گذاشت! بعید نیست اگر بگویم دل آدم هم کم ندارد از لباس سفید! حواست که نباشد لکه می شود؛ لکه اش می کنند! وقتی لکه شد اگر پی اش را نگیری، می شود چرک... به قول صاحب خشکشویی "لکه را تا تازه است، تا زنده است، باید شست و پاک کرد...!
.
.
داستان کوتاه: شلوار سفید
احمد شاملو
دیدگاه  •   •   •  1394/03/21 - 16:27
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1394/03/21 - 16:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺧﻮﺩﺕ ﻫﻢ ﺑﯿﺎﯾﯽ ...

ﻧﻤﯿﺸــــﻮﺩ ...!

ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ ...

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎ ﺑـﻮﺩﻥِ

" ﺧـــــــــﻮﺩﺕ "

ﻫﻢ ﭘـُﺮ ﻧﻤﯿﺸﻮﺩ !

ﭼﻮﻥ

" ﺗــــــــﻮ "

ﺩﯾﮕﺮ ...

" ﺗـــــــﻮ "ﯼِ ﺳﺎﺑﻖِ ﺭﻭﯾـﺎﻫﺎﯼ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺘــــــــــﯽ ...!
دیدگاه  •   •   •  1394/03/21 - 15:55
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من همینم..
من شبیه رویاها نیستم
نه شبیه پرنسس های دیزنی لند
من شبیه واقعیت ام
شبیه زنی که گاهی دست های خیسش را
با دامنش پاک میکند و اشک هایش را با سراستینش
نه چشمان ابی دارم
نه کفش های پاشنه بلند
همیشه موهایم بلند نیست
همیشه ناخن هایم لاک زده نیست
نگران پاک شدن رژ لبم نیستم
در حال نقاشی اینده ام هستم.
و به کسی کاری ندارم من زندگی اینده ام را می خواهم با خوبی هایم بسازم
ب همین راحتی..
من همینم.....
دیدگاه  •   •   •  1394/03/21 - 15:11
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آهـــــــــــــــــــــــــــــای غریبه
به من میگفت عشقم به تو ام میگه؟
به من میگفت تمام زندگیمی به تو ام میگه؟
به من میگفت ی دونه به توام میگه؟
به من میگفت برای داشتنم همه کار میکنه به توام میگه؟
گول حرفاشو نخور اون فقط بازیت میده
کاری باهات میکنه که دیگه مث قبلت نمیشه هیچوقت
دیدگاه  •   •   •  1394/03/20 - 20:46
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ