یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
فرشته ای از سنگ پرسید : چرا مانند خاک از خدا نمی خواهی که از تو انسان بسازد ؟ سنگ تبسمی کرد و گفت : هنوز آنقدر سخت نشده ام که مستحق چنین خواسته ای باشم!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 20:17
+4
melika
melika
وقتی چمدانش را به قصد رفتن بست ،
نگفتم :عزیزم ، این کار را نکن.
نگفتم :برگرد
و یک بار دیگر به من فرصت بده.
وقتی پرسید : دوستش دارم یا نه ،رویم را برگرداندم.
حالا او رفته و من تمام چیزهایی که نگفتم را می شنوم
نگفتم :عزیزم ،متاسفم ،
چون من هم مقصر بودم
نگفتم :اختلاف ها را کنار بگذاریم،
چون تمام آنچه می خواهیم عشق و وفاداری و مهلت است .
گفتم :اگر راهت را انتخاب کرده ای،
من آن را سد نخواهم کرد
حالا او رفته و من
تمام چیزهایی که نگفتم را می شنوم
او را در آغوش نگرفتم و اشکهایش را پاک نکردم
نگفتم :اگر تو نباشی
زندگی ام بی معنی خواهد بود .
فکر می کردم از تمامی آن بازی ها خلاص خواهم شد
اما حالا،تنها کاری که می کنم
گوش دادن به چیزهایی است که نگفتم
نگفتم :بارانی ات را درآر...
قهوه درست می کنم و با هم حرف می زنیم.
نگفتم :جاده بیرون خانه طولانی و خلوت و بی انتهاست.
گفتم :خدانگه دار ،موفق باشی ،خدا به همراهت.
او رفت و مرا تنها گذاشت
تا با تمام چیزهایی که نگفتم ،زندگی کنم.

شل سیلور استاین
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:54
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه راه ساده برای پوست کندن نارنگی و موز
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا که دیگه اخرشی
انتظار داشتی راه آسونتری هم داشته باشه؟؟
حتما دانشجو هم هستی خخخخخخ ...

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:21
+4
melika
melika
سه تن آن را میدانستند
زنی که معشوقهی کافکا بود
کافکا او را به خواب دیده بود.
سه تن آن را میدانستند
مردی که دوست کافکا بود
کافکا او را به خواب دیده بود.
سه تن آن را میدانستند
زن به دوست گفت:
دلم میخواهد امشب با من عشقبازی کنی.
سه تن آن را میدانستند
مرد پاسخ داد: اگر گناه کنیم
کافکا دیگر ما را به خواب نخواهد دید.
یک تن آن را میدانست
و بر زمین کس دیگری نبود.
کافکا با خود گفت:
اکنون که آن دو رفته اند و تنها مانده ام
دیگر، خود را به خواب نخواهم دید.
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:06
+7
melika
melika

اولین بار
که بخواهم بگویم دوستت دارم خیلی سخت است
تب می کنم عرق می کنم میلرزم
جان می دهم هزار بار
می میرم وزنده می شم پیش چشمهای تو
تا بگویم دوستت دارم
اولین بار که بخواهم بگویم دوستت دارم
خیلی سخت است
اما آخرین بار آن از همیشه سخت تر است
و امروز می خواهم برای آخرین بار بگویم دوستت دارم
و بعد راهم را بگیرم و بروم
چون تازه فهمیدم
تو هرگز دوستم نداشتی
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 19:00
+5
melika
melika
اگر مي خواهي با من ازدواج كني، اين چيزها را بايد انجام دهي:
بايد يادبگيري چطوري سوپ مرغ عالي درست كني
بايد جورابهايم را وصله كني
بايد نازم را بكشي



بايد خوب ياد بگيري چطوري پشتم را بخاراني

بايد كفشهايم را برق بياندازي
وقتي من استراحت مي كنم حياط را جارو كني
وقتي برف و تگرگ مي آيد جلو در را پارو كني
وقتي حرف مي زنم ساكت باشي
وقتي ... هي ... كجا داري مي ري؟

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:52
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

هــر قدر هـــــم کـــه محکــــم باشــــی,


یـــک نقطـــــه,


یـــک لبخنـــــد,


یـــک نگــــــــاه,


یـک عطر آشنـا,


یــک صــــــــدا,


یــک یـــــــــــاد,

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:50
+3
melika
melika


می خواهم بخوابم
خدایا مراببخش!
و اگر درخواب مردم
تمام اسباببازی هایم را بشکن،
تا بچه دیگری از آن ها استفاده نکند.
آمین!
3 دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:49
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

پروردگارا ...

دوست پسرم را از شَرِ دختران ...

فیسبوک (facebook)

یاهو (yahoo)

[!] (we chat)

توویتر (twitter)

فید (pheed)

لاین (line)

وایبر (viber)

اینستاگرام (instagram)

[!] ([!])

چت آن (chat on)

واتس آپ (whatsup)

کیک (kik)

اووو (oovoo)

ای هرت ایت (i heart it)

بدوو (badoo)

حفظ بفرما ...

ماشالا انقد حوزه ی دوستان گسترده شده آدم از دستش در میره ...!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:42
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دوستای گلم جمعه نامزدیمــه.

اگـه بیاین خیلــی خوشحال میشــم















فقط سره راهتون که میاین یه نامزدم واسم بیاریدزشته مراسم بدون داماد باشه مرسی

دیدگاه  •   •   •  1392/10/21 - 18:34
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ