یافتن پست: #اه

محمد
محمد
گمان نمی کنم این دستها به هم برسند
دو دل شکسته ی ما در انزوا به هم برسند
ضریح و نذر را رها کن بعید می دانم
دو دست دور به زور دعا به هم برسند
کدام دست رسیده به دست دلخواهش
که دستهای ژر از زخم ما به هم برسند
فلک نجیب نشسته است و موذیانه به فکر
که پیش چشم من چرا این دو به هم برسند
نشانی ده بالا یادمان باشد
مگر در دور در ان دورها به هم برسند
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 23:30
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دختر خالم ماشینش خراب شده بود با طناب ماشینشو بستم به ماشین خودم که ببرمش تعمیرگاه...دیدم در ماشین رو قفل کرد اومد نشست تو ماشین جفتم بهم میگه بریم ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 23:23
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 23:22
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:50
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تمساح رو هروقت از آب بگیری، میگیره جرت میده!

٠

جدی انتظار داری تمساح تازه باشه وقتی از آب میگیریش؟ تمساح هم قد توئه؟ شوخی داره باهات؟ حتما دانشجو هم هستی:|
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:29
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

اون پسرایی که وقتی یه روز نمیبینیشون اعصاب واست نمیمونه !

اون پسرایی که شب پشت تلفن دوتایی خوابتون میبره!

اون پسرایی که باهاشون میری شمال و دیگه دلت نمیخواد برگردی!

... اونایی که بهت زنگ میزنن قـــــــــــــند تو دلت آب میشه!

همونا که صداشون مردونست !

همونایی که وقتی کنارت نشستن بهت sms میدن دوست دارم !

اونایی که بد دهن نیستن وقتی فحش ازت میشنون میگن بی ادب !

اونایی که قربون صدقه می رن دلت ضعف می ره !

همونایی که وقتی از دور می بی[!] قند تو دلشون آب می شه و یه لبخند میاد گوشه لبشون !

نه ....

نسلشون منقرض نشده!

هستــــــــــــن ولی کمن !!!


دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:28
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:22
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توجه کنید که :

صرفا کافی‌ست چیزی را نخواهید

به آن می‌رسید !
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یه بار استامینوفن خوردم، ازم پرسید:



الان دقیقن کجات درد مکینه که منو خوردی؟



اومدم بگم سرم!



یادم اومد قرصا که حرف نمیزنن



فهمیدم اشتباهی ترامادول خوردم گیج میزدم..! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 22:01
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز رفتم نونوایی یارو رسید گفت ببخشید اینجا صف نونه؟گفتم پ ن پ دیوار دفاعی تشکیل دادیم آقای نونوا ضربه ایستگاهی بزنه.

بنده خدا تو تنور محو شد
دیدگاه  •   •   •  1392/09/21 - 21:41
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ