یافتن پست: #اه

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO

میــان ابــرها  ــــیر مے کنــم




هر كـــدام را بــﮧ شكــلے مے بیــنم



                                     



       كه دو ــــتـــ دارم




مــے گــردم و دلــخواهم را پـــیدا مے كنــم



 



میــان آدمـــ ـها امـا




كــارے از دســت مــن  ــــاختـــﮧ نیـــست




خودشــان شكـــل عوض مے كــنند

دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 09:27
+1
sara
sara
همه ساعت ها را عقب بکش ...
جز ساعت دلت را !
می خواهم هر روز یک ساعت
بیشتر مرا دوست بدارد !
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 08:27
+1
nazli
nazli
در CARLO
نمى دانم چه رابطه ایست ؟

بین نبودنت با رنگ ها

دلتنگ تو که میشوم

زندگى ام سیاه مى شود !

 
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 23:52
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زن همسایه هر روز خوشبختی اش را
با صدای النگوهایش نشانم می دهد
دوستم با رنگ لب هایش
که با هر بوسه کمرنگ تر
خواهرم
با زیبایی غمگینش
که پشت هفت پرده پنهان مانده است
حالا چقدر می توانم
لای خوشبختی های مختلف دنبال خودم بگردم
به سکوتی که لای چین پرده ها مرتب نشته است
به مدادی تراشیده، کاغذی سپید
به
صدای پیر آوازخوانی دوره گرد
به چند عاشقانه ی قدیمی بی مجوز
و دستمالی که تاب هق هقم را بیاورد.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:08
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عادت کرده ایم

آنقدر که یادمان رفته است شب

مثل سیاهی موهایمان ناگهان می پرد

و یک روز آنقدر صبح می شود

که برای بیدار شدن

دیر است.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی

شلوغی پیاده‌رو بهانۀ خوبی‌ست

که دست‌های کسی را برای همیشه گم کنی

درست در لحظه‌ای که تکه‌ای از دوستت دارم هنوز در دهانت است.....
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:03
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همیشه آنقدر ساده نرو،مگذر

لااقل نگاهی به پشت سرت كن......

شاید كسی در پی تو میدود و نامت را

با صدای بی صدایی فریاد میزند....!

وتو....هیچ وقت او را ندیده ای.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 21:02
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آسمان گفت که امشب ، شب توست
سرخی صورت گل ، از تب توست
آنچه تا عشق مرا بالا برد
بوسه گاهیست که نامش لب توست
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:59
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در کف‌مان کلیدی است

که قفلش را

گم کردیم.



آبی در هواست

که مَشربه‌یی نداریم.



کلماتی

که مدادی نداریم.



آوازی

که دهانی نداریم.



ساعتی

بی عقربه.



دستی

و تنی نداریم.



آیا زمان

به انتظار کسی خواهد ماند

با سوزنبانی که در جوانی خود مرده است . .
دیدگاه  •   •   •  1392/07/1 - 20:58
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ