یافتن پست: #اه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شکـــ نکـــــن !

آیــ●ــنده اے خوـاهــم ساختــــ کــه

گذشتـــه ام جلویش زآنــو بـــزند !

قـــرآر نیستــــ مـــن هـــم دلِ کَسِ دیگـــری را بسوزانم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 21:53
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
همه روز روزه بودن، همه شب نماز کردن


همه ساله حج نمودن، سفر حجاز کردن



ز مدینه تا به مکه، به برهنه پای رفتن


دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کردن



به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستن


ز مناهی و ملاهی، همه احتراز کردن



شب جمعه‌ها نخفتن، به خدای راز گفتن


ز وجود بی‌نیازش، طلب نیاز کردن



به خدا قسم که آن‌را، ثمر آن قدر نباشد


که به روی ناامیدی در بسته باز کردن

شیخ بهایی
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 21:52
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
آمدنت را یادم نیست ...
بی صدا آمدی ... بی آنکه من بدانم ...
بی اجازه آمدی ... بی آنکه من بخواهم ...
اما ... اکنون ماندنت را با ذره ذره ی وجودم تمنا می کنم ...
بمان ... بمان که ماندنت را سخت دوست دارم ....
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:37
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!! پـَـــ نــه پـَـــ سه راه آذری، دربست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:24
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خدایــــــــا !

اگر روزی فراموش کردم خدای بزرگی دارم . . .

تو فراموش نکن بنده ی کوچیکی داری . . .

با نوازشی و یا تلنگری آرام وجودت را . . .

همراهیت را . . .

مهربانی و بزرگیت را . . .

برایم یادآوری کن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:21
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
میگن پسر هر چی زشت تر مهربونتر
پسر ایرونی هم که کلا همه از دم مهربونن:))
دخترا روسفید کنن خاهشن:))))))))
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:18
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
یعنی دعوایی که بابام و داداشم سر کنترل ماهواره دارن؟! ایران آمریکا سر انرژی هسته ای ندارن !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:15
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مـن و تـو با هم خـیـلـی فـرق داریـم !

تـو خـیلی عـاشق تـری . . .



اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى اَدْعوُهُ فَیُجیبُنى وَ اِنْ کُنْتُ بَطیَّئاً حینَ یَدْعوُنى


ستایش خدایى را که هرگاه مى خوانمش ، او پاسخم دهد

و اگرچه وقتى مى خوانَدَم . . . به کـُـندى به درگاهش روم.




" از عاشقانه ابوحمزه ثمالی "
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:12
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وقتی دلـم بـه سمـت تـو مـایـل نـمی‌شـود
بـایـد بـگـویـم اسـم دلـم، دل نـمی‌شـود

دیـوانـه‌ام بـخـوان کـه بـه عـقلم نـیـاورنـد
دیـوانه‌ی تـو است که عـاقل نـمی‌شود

تـکلیف پـای عـابران چیست؟ آیـه‌ای
از آسمـان فـاصلـه نـازل نـمی‌شـود

خط می‌زنم غبار هـوا را که بنگرم
آیا کسی ز پنجره داخل نمی‌شـود؟

می‌خواستم رهـا شوم از عـاشقـانـه‌ها
دیدم که در نـگاه تـو حاصل نـمی‌شـود

تـا نـیـستی تمـام غزل‌ها مـعـلق‌انـد
این شعـر مدتی‌ست کـه کامـل نـمی‌شـود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:08
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
گاهی احساس راکد ماندن به ما دست میدهد

و ترس اینکه مبادا چون مردابی شوم و بگندم ،

همه ی وجود آدمی را فرا می گیرد

غافل از اینکه هر آنچه از جانب خداوند سبحان می رسد حکمتی دارد

غافل از اینکه گاهی این توقف ها شاید جریان یا شدت قوی تری ایست

برای طی کردن ادامه مسیر

در مسیر خودشناسی همیشه مسیر مستقیم نیست

گاهی چپ یا راست هم دارد گاهی توقف کردن هم دارد.

آنچه مهم است این است که در راه نمانی در هیچ منزلگاهی بیش از حد لنگر نیندازی

و شوق رفتن را در دلت زنده نگاه داری و دوباره به مسیر مستقیم برگردی...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 20:06
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ