یافتن پست: #اه

M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
وقتی ی مهر ماهی حالش بده ,

بهش نگید ای بابا اینم می گذره ،

نگید درست می شه،

سعی نکنید با جوک های مسخره بخندونیدش ...

خنده اش نمیاد, غصــه داره...

وقتی یه مهر ماهی ناراحته اصلا این شما نیستین که باید حرف بزنین

شما باید دستشو بگیرید. بغلش کنید. تو چشمهاش نگاه کنید.

بذارید اون حرف بزنه و شما گوش کنید... اگرم حرف نزد سیم جیمش

نکنید ...

هی فکر نکنید باید نظریه صادر کنید و نصیحت کنید...نه ...این حالشو

خیلی بدتر میکنه ...

فکر نکنید اگه حرف نزنید خیلی اتفاق بدی می افته... با سکوت خودتون

وکنارش بودن حمایتتون رو حس میکنه ...

فقط دستشو بگیرید...

بغلش کنید...

سکوت کنید...

مهر ماهی توی سکوت خودش رو پیدا میکنه ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:22
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
ﺩﻟـــــﻢ ﺭﺍ ﺳﺨـــــﺖ ﻣــﯽ ﺷﻜﻨـــﯽ
ﻭﺁﺳـــﺎﻥ ﻋـــﺬﺭ ﻣــــﯽ ﺧـــﻮﺍﻫﯽ ...

ﺍﯾـــﻦ ﻋـــﺎﺩﻟـﺎﻧــﻪ ﻧﯿﺴـــــﺖ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:20
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
وقتي گراهامبل تلفن رو اختراع كرد يه چيز عجيب ديد.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
سه تماس بي پاسخ از ج
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 01:16
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

برای هرکس که رفتنی ست ، فقط باید کنار ایستاد و راه باز کرد ، به همین سادگی !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:46
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
میگن رایتل عکس طرف را نشون میده …
میگه کارمون در اومد از بس به داخل گوش این و اون نگاه میکنیم ، حالمون به هم میخوره !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:44
+5
be to che???!!
be to che???!!

وقتي از آدمي بت مي سازي ...




همه ي رفتارهايت تبديل به عبادت مي شود




و اين بزرگترين خيانت به خود است





روزانــه هزاران انســان به دنيــا مي آينـــد





امــا نسل " انســانيت " در حال انقــراض است



****





بكـــــوش آنگونه زندگي كني







كه اي كاش







تكه كلام پيري ات نباشــد



****




اگر مي‌دانستيد يك محكوم به مرگ







 چقدر در آرزوي بازگشت به زندگي است





 آنگاه قدر روزهايي را كه با غم و اندوه و





 نگراني و بدخلقي مي‌گذرانيد مي‌دانستيد.















***







بنده كه نباشي؛









متكبر مي شوي؛








حتي در سجده هاي طولاني ...


****



سلام مرا به وجدانت برسان و اگر بيدار بود بپرس









 چگونه شب ها را آسوده مي خوابد . . . ؟


****









گوسفندان را چوپانشان دارد مي درد، به نام تو








آرام بخواب









گرگ براي خودش شرافتي دارد









حالا كه انسان دردنده شده است

****








                                 نسلي هستيم كه هرگز در آينده








                                           نخواهيم گفت:








                                      كجايي جواني كه يادش بخير



                                      هيچ ياد خيري نداريم...


                                                        ****


 بياييــد تا هستيم يكديـــگر را لمس كنيم





سنگــــ قبر احساس ندارد..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:39
+6
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

ستارگان بی شرمانه چشمک میزنند به ماه …
ماه اما همچنان ماه من است !


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:39
+5
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

خدایا زندگی کردن آرزوی همه ماست ، اما خوب زندگی کردن را فقط با او می خواهم


دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:38
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اديسون در سنين پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار مي رفت و
درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي
كرد...

اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود . هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي گرفت
تا آماده بهينه سازي و ورود به بازار شود.

در همين روزها بود كه نيمه هاي شب از اداره آتش نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند،
آزمايشگاه پدرش در آتش مي سوزد و حقيقتا

كاري از دست كسي بر نمي آيد و تمام تلاش ماموان فقط برا ی جلوگيري از گسترش آتش به
ساير ساختمانها است!

آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود...

پسر با خود انديشيد كه احتمالا
پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به
محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آ زمايشگاه روي يك
صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي كند!!!

پسر تصميم گرفت جلو نرود و پدر را
آزار ندهد. او مي انديشيد كه پدر در بدترين شرايط عمرش بسر مي برد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را
ديد و با صداي بلند و سر شار از شادي گفت: پسر تو اينجايي؟

مي بيني چقدر زيباست؟!! رنگ آميزي شعله ها را مي بيني؟!! حيرت آور است!!!

من فكر مي كنم كه آن شعله هاي بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده
است ! واي! خداي من، خيلي زيباست ! كاش مادرت هم اينجا بود و اين منظره زيبا را مي
ديد . كمتر كسي در طول عمرش امكان ديدن چنين منظره زيبايي را خواهد داشت! نظر تو
چيست پسرم؟!!

پسر حيران و گيج جواب داد : پدر تمام زندگيت در آتش مي سوزد و تو از زيبايي رنگ
شعله ها صحبت مي كني؟!!!!!!

چطور ميتواني؟! من تمام بدنم مي لرزد و تو خونسرد نشسته اي؟!

پدر گفت : پسرم از دست من و تو كه
كاري بر نمي آيد . مامورين هم كه تمام تلاششان را مي كنند. در اين لحظه بهترين كار
لذت بردن از منظره ايست كه ديگر تكرار نخواهد شد...!

در مورد آزمايشگاه و باز سازي يا نو سازي آن فردا فكر مي كنيم ! الآن موقع اين كار
نيست! به شعله هاي زيبا نگاه كن كه ديگر چنين امكاني را نخواهي داشت!!!

توماس آلوا اديسون سال بعد مجددا در
آزمايشگاه جديدش مشغول كار بود و همان سال يكي از بزرگترين اختراع بشريت يعني ضبط
صدا را تقديم جهانيان نمود . آري او گرامافون را درست يك سال پس از آن واقعه اختراع
کرد...

مشكلات امروز ما نبايد باعث شوند كه،
دست از تلاش براي موفقيت فردايمان برداريم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:34
+5
xroyal54
xroyal54
خدا فقط کسی رو به لبه ی پرتگاه زندگیش می رسونه که میدونه قدرت پرواز رو داره

مشکلات زندگی دلیل پرواز است . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/05/29 - 00:27
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ