♥ نگار ♥
چــوטּمـآهیــآטּ
کــﮧ از عمقـــ و وسعتـــ בَریـآ بـــے خبرنــב
عظمتـــ و ژرفای عشقـــ
تو رآ نمی شناســـم
فقطمیـבآنم
کــﮧ معبوב اینבل خستــﮧتویـــے
و اگــر בیــבه از من برگیرے
خواهم مُرב..../
♥ نگار ♥
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد...
روزگار غریبی است نازنین...
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد...
(احمد شاملو)