یافتن پست: #اون

alireza
alireza
قرائتی :
دختر خوب اونیه که با پسر دوست نشه!
اگه شد چی؟خونه ی پسر نره!
اگه رفت چی؟بوس نده!
اگه بوس داد چی؟ یه صلوات بفرستید!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 23:24
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

عاقا اگه facebook میشه fb
.
.
.
.
.
.
.
اونوخت [!] میشه wc
میگم یه وخت بد نباشه همه با هم اونجاییم!!!

دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 22:19
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه دوست پسرم ندارم
وقتى دارم گریه میکنم
بیاد آروم بغلم کنه در گوشم بگه چى شده عشقم؟.
من هم آروم بهش بگم :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.


با اون یكی دوست پسرم بهم زدم
خخخخخخخخخخخخخخ:))))))))))

آخرین ویرایش توسط NEGAR1992 در [1392/09/16 - 22:18]
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 22:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مامانم میخواست زنگ بزنه به خالم، شماره رو اشتباه گرفت یارو گوشی رو از اون ور برداشت گفت :بله؟ مامانم هول کرد گفت :ببخشید مثل این که معذرت میخوام!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 22:12
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دقت کردین : ﺍﻭﻧﺎﯾــی ﮐـه ﺗﻮ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺍﻭﻝ ﺍﺯﺷﻮن ﺑدﺕ ﻣﯿآد...ﯾـه ﺭﻭﺯی، ﺑﻬﺘﺮﯾـن دﻭﺳﺘﺖ ﻣﯿﺸن؟؟!!
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 21:29
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

تویی که منو دوس داری و بهم نمیگی ...
اره تو عزیزم...
.
.
.
.
ایشالا اون دنیا وسط پل صراط بند کفشت بازشه ، با کله
بری پایین

خو کصصصصصافط چرا نمیگی ؟؟؟؟ خخخخ

دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 21:26
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
رفتم توی مغازه کتاب فروشی، کل مغازه ۲ در ۱ هستش، کلا ۴ تا کتاب هم بیشتر تو قفسه هاش نداره، اونوقت با اعتماد به نفس نوشته:
"این کتاب فروشی شعبه دیگری ندارد!!!!"
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 21:20
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 20:52
+4
EHSAN
EHSAN
زندگی مثل اون قلعه ایه که تو ساحل با شن می سازیم هرچقدر هم که قشنگ باشه … هرچقدر هم که براش وقت گذاشته باشیم … موقع برگشت نمی تونیم با خودمون ببریم ، باید همونجا بذاریمش و بریم
دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 20:34
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

یه روز یه كامیون گلابی داشته توی جاده می رفته كه یه دفعه می‌افته توی یه دست‌انداز، یكی از گلابی‌ها می‌افته وسط جاده، بر می‌گرده به كامیون نگاه می‌كنه و میگه:
گلابی‌ها، گلابی‌ها!
گلابی‌ها میگن: گلابی، گلابی!
كامیون دورتر می شه،
صداشون ضعیف‌تر می شه.
گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
گلابی‌ها می گن: گلابی، گلابی!
باز كامیون دورتر میشه، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی‌ها!
اما صدای گلابی دیگه به گلابی‌ها نمی‌رسه! گلابی‌ها موبایل راننده رو می گیرن و زنگ میزنن به موبایل گلابی،اما چه فایده كه گلابی ایرانسل داشته و توی جاده آنتن نمی‌داده!
گلابی یه نفر رو پیدا می‌كنه كه موبایل دولتی داشته، زنگ می‌زنه به راننده و می گه: گوشی رو بده به گلابی‌ها، وقتی كه گلابی‌ها گوشی رو می گیرن، گلابی میگه: گلابی‌ها، گلابی ها!
گلابی ها می گن: گلابی، گلابی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون شور و اشتیاقت تو حلقم ،
واقعا دوست داری باز هم ادامه داشته باشه؟!؟!؟!؟!؟

دیدگاه  •   •   •  1392/09/16 - 19:12
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ