یافتن پست: #اون

سحر
سحر
قرار نیست من اونجوری زندگی کنم که دنیا دوست داره خب قرارم نیست دنیا هم اونجوری بچرخه که من دوست دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 17:14
+8
سحر
سحر
+++ : داری چیکار میکنی پسر ؟
پسر بچه 5 ساله : دارم واسه دوست دخترم نامه مینویسم
+++ : ولی تو که هنوز خوندن و نوشتن بلد نیستی
پسر بچه 5 ساله : اونم بلد نیست بخونه ، اصن تو چه میفهمی عشق یعنی چی ؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 16:55
+7
امید
امید
گفتم : میری؟
گفت : آره
گفتم : منم بیام؟
گفت : جایی که من میرم جای دو نفره نه سه نفر
گفتم : برمی گردی؟
فقط خندید.
اشک توی چشمام حلقه زد
سرمو پایین انداختم
دستشو زیره چونم گذاشتو سرمو بالا آورد
گفت : میری؟
گفتم : آره
گفت : منم بیام؟
گفتم : جایی که میرم جایه یه نفره نه دو نفر
گفت : برمیگردی؟
گفتم : جایی که میرم راه برگشت نداره
من رفتم اونم رفت
ولی
اون مدتهاست که برگشته
وبا اشک چشماش
خاک مزارمو شست وشو میده…
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 16:23
+5
parham
parham
تا حالا شده یه حس بدی داشته باشین ندونین چیکار باید بکنین؟!
اون وقت تمام کسایی که دوست دارن میپرسن چت شده و میگی نمیدونم !
و جوابی که میدن چیه همیشه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 16:10
+8
parham
parham
سلام به سلامتی اونایی که وقتی سلام میکنی روشونو بر میگردونن و بی تفاوت رد میشن!
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 15:43
+6
☺SAEED☻
☺SAEED☻
میگمااااااا ماها از اون پیرزن، پیرمردای بی آزاری می شیم که حوصله ی کسی رو سر نمی بریم ؛ یه لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله !!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 14:25
+6
mohsen
mohsen
تو مترو دیدم یه دختره هی داره نگاه میکنه به من میخنده , گفتم چه آماری میده , منم شروع کردم خنده بازی و ضایع بازی جلوش , یه نیم ساعتی مشغول بودیم , خواست پیاده بشه از کنار من که رد میشد گفت زیپ شلوارتو ببند با اون شرت مامان دوز ضایع !! :l
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 12:42 توسط Mobile
+6
mohsen
mohsen
پسر : عزیزم از وقتی میری ورزش هیکلت خیلی قشنگ شده .
دختر : از اولشم هیکلم قشنـــــــــــــــــگ بووووووود ...!
پسر : اون که 100% ... هیکلت همیشه قشنگ بوده ..اصلا من هیکلت رو روز اول دیدم خیلی خوشم اومد ...!
دختر : یعنی به خاطر هیکلم فقط با من دوست شدی :( ؟خیلی هیــــــــــــــزی ..!!!!
پسر : نه عزیزم ، عاشق اخلاقت شدم که باهات دوست شدم ..هیکلت واسم مهم نبود
دختر : یعنی چی ؟! پس این همه ورزش میرم برای کی میرم ؟! هیکلم برات مهم نیست ؟!!
پسر : عزیزم ، موقع دوست شدن مهم نبود ، الان که هست ..!
دختر : یعنی الان نرَم ورزش برات بی اهمیت میشم ؟!!
پسر : فدات بشم ، همه چیزت ، تمام وجودت ، همه خصوصیاتت برام مهمه
دختر : یعنی باید همه خصوصیات خوب رو داشته باشم که باهام باشی ؟!!!
پسر : ... :|
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 12:00 توسط Mobile
+4
sepideh
sepideh
شب امتحان خوابگاه دخترا:
چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم!
مهناز جون اون کتابو بده به من (صدای هق هق و گریه)

شب امتحان خوابگاه پسرا:
( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) مونی مگه نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!!‬
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:40
+6
ronak
ronak
عشق تــــــــــو
شوخی زیبایی بود که خداوند با قلب من کرد !
زیبا بـــــود ...امّا...شوخی بــــود !
... حالا . . .
تو بی تقصیری ! خدای تو هم بی تقصیر است !
من تاوان اشتباه خود را پس میدهم . . . !
تمام این تنهایی..............تاوان « جدّی گرفتن آن شوخی » است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/8 - 11:31
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ