یافتن پست: #بازی

بعضیا کات مات حالیشون نیست !



فقط دوس دارن بازی کنن !



دیدگاه  •   •   •  1392/07/25 - 23:47
+5
NeDa
NeDa

باید بازیگر شوم ، آرامش را بازی کنم … باز باید خنده را به زور بر لبهایم بنشانم … باز باید مواظب اشک هایم باشم … باز همان تظاهر همیشگی :" خوبم" …

دیدگاه  •   •   •  1392/07/24 - 18:25
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/23 - 20:23
+3
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/23 - 15:33
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/22 - 20:07
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پس از مردن چه خواهم شد نمیدانم
نمیخواهم بدانم:

کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم:

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گویم سوتکی باشد

بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد

و فریاد گلویم:

گوش ها را بر ستوه ارد

و خواب خفتگان

اشفته و اشفته تر سازد

و گیرد او

بدین ترتیب تاوان سکوت و انتقام اختناق مرگبارم را...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/21 - 19:09
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تا حالا دقت کردین حالی که بازی کردن توی اتاق پذیرایی خونه داره تو استادیوم الدترافورد نیست:))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/19 - 22:04
+4
morteza
morteza
لره میره امام زاده داوود تو سر بالایی ماشینش نمی کشه بالا نزر میکنه اگه  برسه امام زاده یک جعبه خرما بده
خلاصه میرسه امام زاده [!] بازی در میاره خرما پخش نمیکنه
برگشتنی توسر پایینی ترمز می بره
میگه یا امام رضا کمک کن داود میخواد بخاتر یک جعبه خرما خون راه بندازه!!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/19 - 14:24
+4
من و تو شباهت های متفاوتی باهم داریم :
هر دو شکستیم ؛ تو قلب مرا ، من غرورم را
هر دو رقصیدیم ؛ تو با دیگری ، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم ؛ تو با من ، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به “حماقت” من ، من به “پست” بودن تو
آری ، این شباهت های متفاوت هر روز آشکارتر میشود …





دیدگاه  •   •   •  1392/07/18 - 22:21
+5
میگی این یکی با بقیه فرق داره ؟؟؟


اشتباه نکن ، این یکی فقط بازیگر بهتریه … !‌


دیدگاه  •   •   •  1392/07/18 - 22:18
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ