یافتن پست: #بد

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/03/8 - 18:28
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شماره شناسنامه بابام ۲۱۰ـه ؛
من بچه که بودم فک میکردم بابام دویستو دهمین آدمیه که تو جهان به دنیا اومده :|
تازه اینکه چیزی نیست ،
مال عموم ۱ـه ؛ اون بدبختو که دیگه فک میکردم حضرت آدمه
دیدگاه  •   •   •  1393/03/8 - 17:03
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز به مخاطب خاصم اس دادم که عزیزم من رسیدم جلو خونتون !
بعد دیدم هیچی جواب نداد ! کمی منتظر موندم باز جواب نداد !
خواستم دوباره اس بدم یهو دیدم تو اس قبلیم « س » کلمه رسیدن رو نذاشتم :|
هیچی دیگه الان تک و تنها نشستم خاطراتمونو مرور میکنم…!
2 دیدگاه  •   •   •  1393/03/8 - 17:01
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من اکثرا وقتی ایرانسل پیام میده نخونده پاکش میکنم . . .امروز پیام داد :....بذار حرفمو بزنم اگه غیر منطقی بود بعد پاکش کن :|
.
.
.
.
:)) بیچاره 7575
4 دیدگاه  •   •   •  1393/03/8 - 16:10
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
توجه :

اگر هنوز خانه ، ماشین و درآمد مناسب ندارید

نباید از عبارت «پول خوشبختی نمیاره» استفاده کنید.

دراین مورد شما به عنوان یک بدبخت ، حق زر زدن ندارید ! :))
دیدگاه  •   •   •  1393/03/8 - 16:06
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
عاشق و مجنونت شدم، نخونده مهمونت شدم، کلی پریشـــــــــونت شدم ... اما بازم نیومدی

قهوه ی فنجونت شدم، شمع تو شمعدونت شدم، خاک تو گـلـــــدونت شدم ... اما بازم نیومدی

برف زمستونت شدم، رسوا و حیرونت شدم، چک چک ناودونت شدم ... اما بازم نیومدی

آفتاب و بارونت شدم، اشکای غلطونت شدم، عطر گــــــلابدونت شدم ... اما بازم نیومدی

ماه تو ایوونت شدم، خراب و ویرونت شدم، گل گلستـــــــــونت شدم ... اما بازم نیومدی

سه ماه تابستونت شدم، الوند و کارونت شدم، دشتای ایــــــرونت شدم ... اما بازم نیومدی

دنا و هامونت شدم، نزدیکتر از جونت شدم، رگت شدم خــونت شدم ... اما بازم نیومدی

خادم و دربونت شدم، اسیر زندونت شدم، گلاب کاشـــــونت شدم ... اما بازم نیومدی

یه جوری مدیونت شدم، سنگ خیابونت شدم، راهی میـــــدونت شدم ... اما بازم نیومدی

تو سختی آسونت شدم، تو دردا درمونت شدم، ناجی پنهــــــونت شدم ... اما بازم نیومدی

لباس و سامونت شدم، سارق ایمونت شدم، چشمای گریــونت شدم ... اما بازم نیومدی

لبای خندونت شدم، گشنه شدی نونت شدم، آب فـــــــراوونت شدم ... اما بازم نیومدی

همیشه ممنونت شدم، من نی چوپونت شدم، آب تو بیابــــونت شدم ... اما بازم نیومدی

شعرای ارزونت شدم، عمری غزل خونت شدم، تسلیم قانــــــونت شدم ... اما بازم نیومدی

کشته ی مژگونت شدم، هلاک چشمونت شدم، رفتم و قربــونت شدم ... اما بازم نیومدی

رفتم و قربــونت شدم ... اما بازم نیومدی
دیدگاه  •   •   •  1393/03/8 - 15:50
+2
maryam
maryam
آهـــای پســــر ...! میدانـــی بـــا مـــــن چـــــه کــــردی ...؟! تــــــــو مــــــــرا کشتــــی ... بـــــرای خـــــودم ناراحـــــت نیستـــم ... بـــــرای دختـــرت نگرانـــــم ...! نکنـــــد " تقـــــاص آه مـــــرا " او پـــــس بدهد.
2 دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 21:23
+6
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 19:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دل می شود از تو قرص با یک بوسه
احوال مرا بپرس بــــــــــــا یک بوسه
لب های تو نسخه ای مرا پیچیدند
صبح و شب و ظهر، قرص، با یک بوسه!!
................................................
مصراع نخست: من تو را می بوسم
در مصرع بعد هم تو را می بوسم
ایراد ندارد! به کسی چه! اصلا
شعر خودم است من تو را می بوسم!
............................................
بی دغدغه همچنان تو را می بوسم
بی بوسه عزیز! در خودم می پوسم
آنقدر به بوسه ی تو معتادم که
یک قافیه در میان تو را می بوسم!
.........................................
وقتی (به سلامت) است روی لب تو
انگار قیامت است روی لب تو
لب بر لب تو... دوباره برمی گردم
این بوسه امانت است روی لب من!
.........................................
عمریست شبانه روز لب هایت را...
لب باز نکن هنوز لب هایت را...
نه! سیر نمی شوم به چندین بوسه
بر روی لبم بدوز لب هایت را!
......................................
تا از لب تو شنید بوسه بوسه
از روی لبم پرید بوسه بوسه
پس کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟ کی تو مرا...؟
جانم به لبم رسید بوسه بوسه
....................................
عشق آمد و ناگهانی از بوسه نوشت
یک آیه ی آسمانی از بوسه نوشت
با قرمز لب های قشنگت تا صبح
بر روی لبم رمانی از بوسه نوشت
......................................
امروز خراب دیشبم از بوسه
لبریز حرارت و تبم از بوسه
بر روی لبم بدوز لب هایت را
امروز که من لبالبم از بوسه
..................................
می آیی و آب می شود تب هایم
مهتاب تمام می شود شب هایم
لب بر لب تو گذاش... بیدار شدم
طعم گس بوسه می دهد لب هایم
......................................
عادت کرده فقط به گرما لب هات
می سوزد از سوزش سرما لب هات
می ترسم اگر لبم به لب هایت خورد
آلوده شود به آمفولانزا لب هات!!
...............................
می لرزم و ضعف دید دارم دکتر
مجنونم و شکل بید دارم دکتر
لبهای من از تب جنون می سوزند
بوسیدگی شدید دارم دکتر!!
..............................
در آب که شستی تن بی تابت را
دیدند تمام رودها خوابت را
لبهام به شکل بوسه ـ ماهی شده اند
بنداز درون آب قلابت را
دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 16:28
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامتی روزیکه من سفید پوشیدم...
رفیقا مشکی پوشیدن و من حال میکنم با تیریپشون...
سلامتی اون چندتاشونه که تابوت نحسه من رو شونه هاشونه...
سلامتی یه صدای بلند و صدای تکرار جمعیت...
سلامتی صدای صوت قرآن یه بینوا...
سلامتی اشکا...
سلامتی خاکا...
سلامتی سنگا...
سلامتی دل کندنا...
سلامتی بغض کردنا...
سلامتی تنهایی زیر خاک...
سلامتی روزیکه نیستم...
سلامتی روزیکه رفیقا فراموشم میکنید...
سلامتی روزی ک هیچ یادوخاطری ازم تو ذهن اطرافیام نمونه...
سلامتی اون دسته افرادی ک با یادشون زندگی کردم ولی ی لحظه ب فکرم نیوفتادن...
سلامتی اون بیل و کلنگی که منو از این همه بدبختی آزاد میکنه...
سلامتی اون همه خاکی که روم میریزن تا بفهمم چقد سنگینی میکردم رو دله بعضیا...
سلامتی این بغض لعنتی که مثه مرد خودشو نگه داشته...
سلامتی روزی که تک تکتون میگین :بیمعرفت چرا رفتی ؟
سلامتی روزی که بگین :پاشو دلم واسه دیونه بازی و مسخره بازیات تنگ شده،،،،
سلامتی روز آخر زندگیم ! ! !
سلامتی خودم كه مردم و رفتم ،خدا به داده شما برسه با این دنیای مجازی و راستكیتون:|
دیدگاه  •   •   •  1393/03/7 - 15:21
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ